شهرمینودشت-آشنایی با شهر مینودشت-مرکز شهرستان-استان گلستان-خلاصه
شهرمینودشت
شهر مینودشت ، مرکز شهرستان مینودشت ، در ناحیه شرقی استان گلستان ، در مجاورت جاده تهران – مشهد قرار دارد. وسعت این شهر 7 کیلو متر مربع و جمعیت آن در حدود 000/32 نفر است . این شهر از جنوب ، به استان سمنان و خراسان ، از شرق به شهر گالیکش ، از غرب به شهرستان آزادشهر و از شمال به شهرستان گنبد کاووس محدود می شود . ارتفاع این شهر از سطح دریا حدود 901 متر می باشد . قسمت کوهستانی آن دنباله کوه های البرز شرقی است . ناهمواریهای این شهرستان از دو قسمت کوهستانی و جلگه ای تشکیل شده است . نقاط کوهستانی شهر مینودشت ، از سوی شرق از طریق ارتفاعات پارک ملی گلستان به ارتفاعات بجنورد متصل می گردد.
قسمت جلگه ای تنها در مرکز و ضلع غربی واقع شده که وسعت کمی دارد و بسیارحاصل خیز می باشد. بیشتر جمعیت شهر مینودشت در بخش جلگه ای سکونت دارند . به سبب وجود ارتفاعات در شرق و جنوب و وزش بادهای سرد شمالی و مرطوب شمال غرب ، در نقاط کوهستانی تا ارتفاعات متوسط ، ریزش باران بیشتر است ، ولی در نواحی کم ارتفاع کوهپایه ای و جلگه ای از میزان بارش کاسته می شود و دارای اب و هوای معتدل و نیمه مرطوب است . آب این شهر از رودخانه های چهل چای و نرم آب تامین می شود .
حداکثر درجه حرارت این شهر ، 5/43 درجه سانتی گراد و حداقل دما 5/5 – درجه و متوسط درجه حرارت سالانه ، 9/17 درجه سانتی گراد می باشد . بیشترین میزان بارندگی در روز ، 5/103 میلی متر و تعداد روزهای بارندگی 59 روز در رسال می باشد .
پیشینه تاریخی شهر مینودشت :
شهرستان مینودشت در سال 1369 از شهرستان گنبد کاووس جدا و به صورت یک شهرستان مستقل در آمده و شامل دو بخش مرکزی و گالیکش و شش دهستان ( چهل چای ، قلعه قافه ، کوهسارات ، قراولان ، نیلکوه و ینقاق ) و 143 روستا می باشد .
قدیمی ترین نامی که به شهر مینودشت نسبت داده شده ، « کبود جامه » است . حمد الله مستوفی در ضمن ذکر ولایات مازندران ، در باره « کبود جامه » می گوید : « ولایتی است اکنون چون جرجان خرابه است ، مجموع ولایت داخل کبود جامه است . حاصلش ابریشم و انگور و غله بسیار می باشد و ولایتی عریض است . » عوفی در لباب الالباب می نویسد : « کبود جامه قومی بودند که میان استر اباد و خوارزم زندگی می کردند و شهری به نام « شهرک نو » یا « شهر نو » داشتند که خرابه های آن هنوز در سرزمین گوکلان دیده می شود . » علامه قزوینی در حواشی خود بر لباب الا لباب می اورد : « کبود جامه نام حشمی است که میان استر آباد و خوارزم می نشسته اند و شهری داشتند موسوم به شهر نو . »
امیر تیمور در سال 792 قمری از را ه شهر نو از گرگان به سملقان تاخت . کوهسار جزو کبود جامه بود ، چنان که قریه دل آباد ( امروز : تیله وا ) در کوهسر به حساب کبود جامه بوده است .
مردم کبود جامه ، پس از استیلا ی مغولان بر خوارزم ، به این منطقه آمده و مستقر می شوند . پس از استیلا ی مغولان بر خوارزم ، به این منطقه آمده و مستقر می شوند . پس از انحطاط دولت و تمدن جرجان که توسط حملات مغول صورت گرفت ، منطقه جرجان زیر سیطره حکومت کبود جامه ها قرار گرفت .
از نظر شرایط بومی – اقلیمی و طبیعی ، مورخانی نظیر حمد الله مستوفی به نکته جالبی اشاره می کنند و آن این که : « کبود جامه شامل تمام خاک گرگان ، پس از ویرانی کامل آن بوده است » وی ناحیه ای تعریف می کند که در آن ابریشم بسیار تولید می شد و غله زار و باغ های انگور فراوان داشته و ناحیه آبادی بوده است که با حمله تیمور ، اواخر سده هشتم از میان رفته است . شهر روغد که معروف بوده و هنگام تاخت و تاز تیمور از میان رفته ، شاید جزو خاک کبود جامه بوده است .
مقدسی می نویسد : مسافران از بسطام به شهر گرگان ( از راه کوهستان ) در جهینه توقف می کردند که به قول ابن حوقل دهکده ای زیبا بر کنار رود خانه بود . جهینه که ذکرش در توارخ محلی مازندران زیاد دیده می شود ، گویا قلعه نسبتا محلی بوده که هنگام حمله حکام خراسان و سلا طین مازندران ، پنا هگاه امیران کبود جامه بود .
بعد از نام کبود جامه ، نام « حاجیلر »[ به این منطقه اطلاق شد، که بنا بر منابع موثق ، حاجیلر ها ، طایفه ای از گرایلو ها می باشند ،که آنها نیز بخشی از کبود جامه ها بوده اند . در حقیقت « گرایلوها و حاجیلر ها » گروهی از ایلات مهاجر آذربایجان بودند که در زمان صفویه ، هم زمان با مهاجرت گروهی از مردم استان فارس ، به این منطقه کوچانده شدند.
چنان که از تصانیف کتاب رابینو ( سفر نامه مازندران و استر آباد ) بر می آید ، حاجیلر نام ایل و حشمی نیز می بلاشد که در این ناحیه سکنی گزیده بودند .
محمد حسن خان جلایر در استر آباد اعلام استقلال می کند ، حکومت مرکزی برای سرکوب این قیام سپاهی را به منطقه اعزام می کند . وی به محلی به نام قلعه ماران ( منطقه بسیار وسیع و چشم نواز ما بین رامیان و روستای قلعه قافه ) متواری می شود .
در آن جا یکی از معتمدین محمد حسن خان به نام « حاجی » مخفیگاه او را به حکومت مرکزی گزارش داده و حکومت مرکزی نیز به رسم پاداش ، منطقه ی قلعه ماران و مناطق مجاور آن را که بعدها « حاجیلر » نامیده شد ، به او واگذار می کند .
بعدها « حاجیلر » به « سنگر » تغییر نام داد ، سنگر ، محله ی محدودی در بخش پسرک ( از محلات شهر مینودشت ) می باشد . علت نام گذاری آن این بود که در یک مقطع زمانی خاص ، بین مردم حاجیلر و مهدی شاه ( یکی از خوانین فندرسک ) جنگی صورت گرفت و مردم حاجیلر به دفاع از حریم شهر پرداختند که قلعه سنگر پسرک نیز به نوعی به این شهر اطلاق شد .
این منطقه از سال 1346 ( سال 1318 به روایت ستوده ) ، بعد از استحکام حاکمیت رضاه شاه ، به جهت طبیعت بکر و چشم اندازهای بسیار زیبا ، به نام های : دشت سبز ، دشت بهشت ، دشت مینو . نهایتا مینودشت معروف گشت . مینودشت از سه محله پسرک ، خوردیماق و قره محمود لوها تشکیل شده است . ترکیب جمعیتی این شهرستان متنوع است و شامل انواع اقوام قزلباش ، فارس ، تات ، ترک و ترکمن ها ، بلوچ ها و کردها کردستان می باشد که سه طایفه ی اخیر ، گرایش مذهبی تسنن داشته و سایر اقوام یاد شده اهل تشیع می باشند و به زبان های مختلف از جمله ترکی ، سیستانی ، بلوچی و... تکلم می نمایند . قزلباش ها عمده مردم این منطقه بودند که در زمان حکومت صفویه ، برای برقراری امنیت از آذربایجان به این محل آورده شده و به صورت یک طایفه محلی مستقر شده اند . قوم تات نیز در منطقه کوهستانی مینودشت زندگی می کنند .
ویژ گیهای اقتصادی مینودشت :
عمده فعا لیت های مردم این شهر ، کشاورزی و دامپروری است ، ولی نوغانداری دامنه وسیعی داشته که در اقتصاد این شهر نقش بسزایی دارد . از مراکز مهم تولیدی و صنعتی مینودشت می توان کارخانجات آرد ، شالیکوبی ، کارخانه پنبه پاک کنی ، سر دخانه و شهرک صنعتی و غذایی را نام برد . صنایع دستی عمده این شهرستان شامل کارگاه های بافت قالی ، قالیچه ، پارچه های ابریشم بافی و سوزن دوزی و ... است .
عمده محصول کشاورزی آن ، باغ های میوه ، برنج ، غلات ( گندم ، جو و دانه های روغنی نظیر کلزا و سویا ) ، توتون ، سیگار ، ابریشم ، حبو بات و صیفی جات است .
آثار تاریخی :
در شهرستان مینودشت ، سه تپه تاریخی وجود دارد که عبارتند از :
الف ) تپه پل مینودشت : این تپه در ساحل شمالی رودخانه چهل چای قرار دارد که متعلق به دوره های اشکانی و ساسانی می باشد و به شماره 2808 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است . این تپه به تپه « آقا جلال » نیز معروف می باشد .
ب ) تپه خوردیماق : این اثر باستانی در محدوده شمال شرق ، بافت شهری مینودشت و مجاور محله خو.ردیماق قرار گرفته است که متعلق به دوره های هزاره اول پیش از میلاد میباشد که به شماره 14092 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است . این اثر تاریخی به « سوی تپه » معروف می باشد .
ج) تپه پیشاهنگی : این تپه باستانی در بدنه جنوبی شهر مینودشت و در جنوب غرب اردوگاه دانش آموزی شهید فهمیده ، واقه در بدنه شرقی راه اصلی مینودشت – آزادشهر قرار گرفته است . فاصله این تپه از جاده مینودشت به آزادشهر 100 متر می باشد . قدمت این اثر به هزاره اول پیش از میلاد می رسد . این تیه به شماره 14074 در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است .
به غیر از از تپه های تاریخی یاد شده ، چند اثر فرهنگی و مذهبی در شهر مینودشت وجود دارد که عبارتند از :
امام زاده جعفر : در داخل شهر مینودشت و در محله پسرک ، زیارتگاه امام زاده جعفر (ع) قرار دارد که بارگاه شهدا نیز در محوطه آن قرار گرفته است
حمام خوردیماق :این حمام قدیمی و متروکه در خیا بان سید جمال لدین و متصل به شهر مینودشت واقع شده است . تاریخ ساخت حمام یاد شده به دوره قاجاریه می رسد . این حمام به حمام « قره سفلو » نیز معروف است .
مدرسه ایثار گران : این مدرسه که متعلق به دوره پهلوی می باشد ، در بافت شهری مینودشت و در خیابان شهید علیرضا قرار دارد.
کاخ رضا شاهی : این ساختمان که در حال حاضر از آن به عنوان مکان مسکونی شخصی استفاده می شود ، متعلق به دوره پهلوی است که رو به پارک شهر واقع شده است .