X
تبلیغات
پرثوه نامه
پيرامون تاريخ -فرهنگ و تمدن ايران زمين-استان گلستان-(علیرضا حصارنوی)

چشمه زاو -شهرستان کلاله

 

 موقعیت جغرافیایی شهرستان کلاله :

          شهرستان کلاله در شرق استان قرار گرفته که از شمال به شهرستان مراوه تپه ، از جنوب به شهرستان مینودشت ( گالیکش ) ، از شرق به استان خراسان و از غرب به شهرستان گنبد کاووس محدود می شود.

          موقعیت شهرستان کلاله در پهنه جغرافیایی استان گلستان از سه جهت اهمیت دارد، واقع شدن در مسیر ارتباطی گلستان خراسان و ارتباط با جمهوری تر کمنستان که سبب رفت و. آمد های بسیار و ارتباطات گسترده شده که می توان در توسعه و عمران این ناحیه نقش بسزایی داشته باشد. افزون بر ان بخشی از طبیعت زیبا پارک گلستان و سرچشمه رودخانه زاو که از سر چشمه های پر آب گرگانرود است ، در این منطقه واقع گردیده است.

          شهرستان کلاله با توجه به موقعیت خدادادی و استعدادهای بالقوه دارای  جاذبه ها و مراکز دیدنی بسیاری است ، که توجه و عنایت به هر کدام از آنها در توسعه و معرفی شهرستان کلاله کفایت می کند. بخشی از این جاذبه ها را جاذبه های طبیعی مثل جنگل ، کوه ، آبشار ، چشمه و... تشکیل می دهند . یکی از مهمترین این جاذبه ها چشمه زاو است.

 چشمه زاو :

          چشمه زاو در روستای زاو و نزدیکی گرگانرود از توابع بخش پیشکمر و در فاصله 45 کیلو متری شهر کلاله واقع شده است . این چشمه با آبدهی بسیار زیبا و چشم اندازهای زیبا و در میان یک محوطه جنگلی مصفا قرار گرفته است ، که در ایام فروردین تا پایان تابستان محل استراحت و عزیمت خانوادهاو علاقمندان به طبیعت است.

          با توجه به اهمیت منطقه در توسعه گردشگری و جذب گردشگران و علاقمندان به طبیعت و نیز استقبال خانواده های شهرستان های اطراف از این مکان برای استفاده از مواهب طبیعت ، متاسفانه مسیر دسترسی مناسبی ندارد، و محوطه گردشگری نیز ساماندهی نشده و امکانات رفاهی و خدماتی نظیر سرویس های بهداشتی ، نمازخانه، فروشگاه ، آلاجیق ، سطل زباله و... ندارد . مسیر دسترسی 4/3 کیلومتر فاصله روستای زاو بالا تا چشمه زاو بسیار نامناسب و جاده خاکی بین مزارع و جنگلی است . یک کیلو متر راه9 داخل روستا ، شوسه و 2 کیلو متر نیز زیر سازی شده است . شایسته است برای برای دسترسی مناسب و استفاده بهتر مسیر و راه دسترسی به چشمه زاو و بهینه سازی و محوطه گردشگری سرچشمه زاو نیز ساماندهی شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 11:37 قبل از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

روستای صفی آباد :

          روستای صفی آباد از توابع بخش مرکزی شهرستان مینودشت واقع در شرق شهرستان با آب و هوای نیمه معتدل کوهستانی و با قدمتی بیش از یکصدو پنجاه سال و با جمعیتی بالغ بر 1700 نفر بعد از مرکز دهستان دوزین ، بزرگترین روستا درکوهسارات می باشد.

بافت جمعیتی ساکن این روستا :

          بافت محلی روستا از چند طایفه صفی الحسینی – تیموری و تمر تاش می باشد ، که از روستا های دورجن – برنجون و وامنان کوچ نموده و روستای صفی آباد را تشکیل داده اند.

          زبان اصلی مردم روستا 90 درصد ترکی و 10 درصد فارس هستند . اسم روستا بر گرفته از اسم خانمی به نام صفیه بوده است ، که اولین فردی بوده که در محل کنونی روستا سکنی گزیده و بتدریج با مخفف شدن صفیه به صفی و اضافه شده آباد به صفی آباد لقب گرفته است. مردمی کشاورز و دامدار در روستا می باشند .که مهم ترین محصول روستا گندم و جو می باشد. از دیر باز روستای صفی آباد بین روستا های اطراف و شهر ها معروف بوده است،حتی مسابقات اسب دوانی منطقه کوهسارات در سالهای گذشته در این روستا و در فضایی بسیار زیبا برگزار می شده است و هم اکنون نیز مسابقات فوتبال با شرکت تمامی روستا ها در زمین ورزشی صفی آباد برگزار می شود.

نقش بسیج در روستا ی صفی آباد:

          با پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی و با بر پایی ارتش بیست میلیونی به فرمان امام خمینی ره اقشار مختلف روستا به عضویت بسیج در آمدند ،  و برای دفاع از اسلام و انقلاب و مرزهای کشور به جبهه های حق علیه باطل شتافتند و تعداد 2 شهید و 10 جانباز تقدیم انقلاب نمودند .

رانش در روستای صفی آباد

           در سال 1370 حدود 45 هکتار از زمین های زراعی صفی آباد که همجوار با روستا بود، به علت رانش خطر جدی تخریب روستا را تهدید کرد ، و با ترک های واحد های مسکونی اهالی را به وحشت انداخت و این مسئله باعث شد که کاوشهای آب و خاک و زمین شناسی در صفی آباد مطالعه شد و به این نتیجه رسیدند که روستا به علت وجود آبهای زیر زمینی رانش را به وجود آورده و تصمیم گرفتند ، که روستا را به مکانی دیگر انتقال دهند ،و طرح جابجایی از طریق بنیاد مسکن روستا در فاصله یک کیلومتری انتقال داده شد.

ایجاد شهرک صفی آباد :

          بنیاد مسکن شهرستان مینودشت 13 هکتار برای اسکان اهالی در این شهرک خریداری کرد ، و به هر فرد متاهل حدود 200 متر مربع زمین برای ساخت واحد مسکونی و 5 میلیون تومان وام و مبلغ 10 میلیون ریال وام بلا عوض در اختیار مردم قرار داد. و هم اکنون مردم مشغول ساخت و ساز این واحد های مسکونی هستند.  

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 11:27 قبل از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

غار کیارام(قديمي ترين مكان استقرار بشر در استان گلستان) :

      غار کیارام  یا غار وسط دل دل در 6 کیلومتری ضلع شرقی روستای فرنگ از توابع دهستان فارسیان ، بخش گالیکش شهرستان مینودشت قرار گرفته است. و دارای مختصات طول جغرافیایی 38 – 55 و عرض جغرافیایی 13 – 37 و ارتفاع از سطح دریا و آب های آزاد 705 متر می باشد.

      غار وسط دل دل در تیرماه و مرداد ماه 1342 خورشیدی ( 1964 م ) توسط پرفسور مک برنی مورد بررسی ، شناسایی و گمانه زنی باستان شناختی قرار گرفت . هیات عملی دانشگاه کمبریج به سرپرستی وی ، منطقه بین بابل ( مازندران ) و مشهد ( خراسان رضوی ) را مورد بررسی و بازدید قرار داد. هدف هیات علمی یاد شده ، بررسی و شناسایی مکان های پارینه سنگی جدید بود. در طول بررسی خود ، 25 دهانه غار را شناسایی نمودند که تعداد 10 دهانه آن ارزش گمانه زنی باستان شناختی داشتند. غار کیارام یک ، با مختصات طول جغرافیایی 47 55 و عرض جغرافیایی 17 37 و غار کیارام دو ، با مختصات طول جغرافیایی 47 55 و عرض جغرافیایی 14 37 در استان گلستان قرار گرفته اند. در غار کیارام دو تنها دو عدد فسیل استخوان و چند قطعه سنگ چخماق پیدا کردند.

     این غار برای دومین بار در سال 1379 خورشیدی توسط هیئت بررسی و شناسایی غارهای استان گلستان به سرپرستی جبرئیل نوکنده مورد بازدید ، بررسی و مطالعه قرار گرفت. اولین فصل بررسی و باستان شناسی غارهای استان گلستان در سال 1379 با هدف شناسایی غارهای پیش از تاریخ و مکان های استقراری و ثبت آنها در فهرست آثار ملی کشور انجام گردید. عمده حوزه مطالعاتی آن ، شهرستان مینودشت و بخش گالیکش بود. حاصل این پژوهش ، کشف تعداد 26 دهانه غار و پناهگاه صخره ای بود که از این تعداد 20 دهانه غار دارای آثار استقرارهای مختلف فرهنگی بود. او در بررسی خود در یک غار موفق به کشف مصنوعات و ابزارعای سنگی گردید. دیگر غارهای این منطقه بدون آثار استقراری مشخص از دوره پارینه سنگی بودند.

     غار وسط دل دل در ادبیات باستان شناسی به غار کیارام یک مشهور است ، زیرا هیئت علمی دانشگاه کمبریج از روستای کیارام به غار دسترسی پیدا کردند ، به همین علت نام روستای کیارام را بر روی غار نهادند ، در حالی که این غار در گویش محلی « دره چفت » خوانده می شود و جزء روستای براین است.

     غار کیارام با مشخصات « اثر تاریخی غار وسط دل دل » واقع در شهرستان مینودشت ، 6 کیلومتری ضلع شرقی روستای فرنگ ، بخش گالیکش ، در تاریخ 22/4/79 به شماره 2722 و با قدمت پارینه سنگی میانه و عصرآهن و اسلامی در فهرست آثار ملی کشور به ثبت رسیده است.

مشخصات غار کیارام :

     در جلوی غار یک رودخانه فصلی وجود دارد که 7 متر پایین تر از کف غار است . ارتفاع دهانه غار در بلندترین نقطه در حدود 240 سانتیمتری و کمترین ارتفاع در انتهای آن حدود 20 سانتیمتری است. عمق غار در حدود 24 متر می باشد. از انتهای غار تا 5/19 متری از دهانه غار ، از سقف غار قطرات آب می چکد که در نتیجه آن یک بستر آهکی را تشکیل داده است. کف غار صخره ای بوده و به علت استفاده مستمر برای سکونت دام ( گوسفند و بز و ... ) پوشیده از فضولات می باشد. نور کافی در داخل غار وجود دارد که تقریبا تا انتهای آن روشن است.

     سقف غار از جنس رسوبات سنگی آهکی است، و در آن نحوه قرار گیری رگه های زمین ساختی که به طرز جالبی روی هم قرار گرفته ، بسیار مشخص است. بخشی از سقف غار فرو ریخته و آثار ریزش و آوار در کف غار کاملا مشهود می باشد. در دهانه غار رگه های سیاه رنگ براقی دیده می شود که در استفاده مستمر و استقرار طولانی به وجود آمده است.

     دسترسی به غار بسیار آسان و مسیر رسیدن به آن دشوار نیست. دسترسی آسان، نزدیکی به منبع تأمین آب (رودخانه فصلی جلوی دهانه غار)، روشنایی نسبی داخل غار، امنیت و موقعیت جغرافیایی آن از جمله ویزگی هایی است که سبب برتری این غار و علت استفاده دراز مدت و پیوسته آن در طول تاریخ و استقرار در آن شده است. اطراف غار پوشش جنگلی انبوه و متراکم دارد.

     غار کیارم توسط مک برنی شناسایی شد و مورد گمانه زنی و کاوش باستان شناختی قرار گرفت، که نتیجه آن پیدایش مواد فرهنگی از دوره های اسلامی ،عصر آهن و ابزارهای سنگی دوره پارینه سنگی مشابه فرهنگی موستری بود. مصنوعات و ابزارهای سنگی این غار شامل تراشه ، ابزارهای کوچکی است که مشابه مصنوعات و ابزارهای سنگی فرهنگی موستری غارهای زاگرس و غار تشیک تاش ازبکستان است . بقایای جانوری به دست آمده شامل گاو وحشی ، گوزن قرمز و کرگدن است. غار کیارم تنها محوطه پارینه سنگی است که بقایای کرگردن در آن شناسایی شده است. بقایای جانوری بدست آمده حاکی از وجود یک محیط جنگلی در اطراف غار در آن دوره بوده است . این غار مورد سکونت گروه های شکار و جمع آورندگان غذا بوده است . طبق نظر مک برنی ، احتمالاٌ این مکان به دوره پارینه سنگی میانه (حدود 100 هزار سال پیش) می رسد. و احتمالاٌ در طی یک دوره میان یخچالی یا طی یک دوره کوتاه گرم و در آخرین دوره یخچالی مور استفاده انسان بوده است.

     غار وسط دل دل قدیمی ترین غار مسکونی در شمال کشور (گیلان، مازندران و گلستان) محسوب می گردد. تا کنون سه غار به نام های کمربند ، هوتو (هاتو) و علی تپه در بهشهر مازندران شناسایی و مورد کاوش باستان شناختی قرار گرفته اند که غار وسط دل دل (کیارم) از همه آنها قدیمی تر است.

     نشانه گردونه مهر:

    

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 در بازدیدی که نگارنده از غار کیارم داشت ، بر دیواره صخره ا یی  سمت راست دهانه غار (ضلع شمالی)، نگاره گردونه مهر که در داخل یک دایره حجاری شده است را مشهاده نمود . قطر تقریبی داره حدود 10 الی 15 سانتیمتر و عمق حجاری بین 1 تا 3 میلیمتر متفاوت می باشد . جهت حرکت ضلع ها یا شاخه های گردونه مهر در جهت حرکت عقربه های ساعت است. گردونه های مهر هندی (که تیره دیگر از قوم آریایی هستند) بر خلاف جهت حرکت ساعت می باشد. متاسفانه به علت گذشت زمان و جنس صخره ها این نگاره در حال کم رنگ شدن و نهایتاٌ محو کامل می باشد

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

 

روستای قره چشمه-بخش۱

1- موقعیت طبیعی روستا :

    روستای قره چشمه در 14 کیلومتری جنوب غربی شهر مینودشت در دهستان چهل چای و بخش مرکزی شهرستان مینودشت و در مجاورت محور ارتباطی آزادشهر – مینودشت واقع است . این روستا از شمال به روستاهای دشت حلقه و بلوچ آباد ، از شرق به مبارک آباد ، از جنوب به ارتفاعات البرز شرقی واز غرب به روستای کوچک کال شور محدود می شود . از نظر موقعیت جغرافیایی نیز در 15-55 طول شرقی و 9-37 عرض شمالی قرار گرفته است .

 

 

2- ویژگی های طبیعی روستا :

          روستای قره چشمه روستایی جلگه ای می باشد ، که اطراف آن را نیز جلگه ای پهناور در برگرفته است . در پیرامون روستا تا فاصله یک کیلومتری ارتفاعاتی وجود ندارد . این روستا از پستی و بلندی از سمت جنوب و جنوب غربی به کوه علی زمان با ارتفاع 845 متر ، و از سمت شمال ، غرب و جنوب به سرزمین های پست وهموار که با شیب ملایمی به دریای خزر ختم می شوند ، محدود می گردد .

3- زمین شناسی و خاک شناسی روستا :

          روستای قره چشمه و اراضی پیرامون آن در پهنه ای جلگه ای استقرار یافته اند که جنوب و غرب روستا را کوه های کم ارتفاع محدود نموده اند . بطور کلی اراضی پیرامون روستا را رسوبات آبرفتی پوشش داده اند ، که در اراضی جنوب روستا درصد اندکی شن نیز یافت می شود ، ولی با فاصله گرفتن از ارتفاعات جنوبی و حرکت به سمت شمال روستا میزان شن موجود در رسوبات کاهش چشمگیری می یابد .

4- دمای هوای روستا :

          در روستای قره چشمه متوسط حداقل دما حدود 13 درجه سانتیگراد و متوسط حداکثر دما حدود 25 درجه سانتیگراد می باشد ، و پایین ترین حداقل مطلق دما به ترتیب به بهمن ، اسفند و دی ماه با دمای 3/4-، 6/0- و 4/0- درجه سانتیگراد اختصاص دارد ، و بالاترین حداکثر دما به ترتیب به ماه های مرداد ، شهریور و خرداد با دمای 8/43 ، 7/42 و 41 درجه سانتیگراد اختصاص دارد .

5- ریزش های جوی در روستا :

          بر اساس محاسبات انجام شده آمار بارندگی ، میانگین ریزش جوی این روستا برابر 388 میلی متر می باشد ، که این میزان بارش در ماه های مختلف سال متفاوت می باشد .

کمترین بارندگی مربوط به فصل بهار می باشد و بیشترین بارندگی مربوط به فصول تابستان و زمستان می باشد که آغاز دوره بارندگی از اواخر مرداد ماه می باشد و در میان ماههای سال بیشترین بارش به ماههای شهریور و مرداد اختصاص دارد که توزیع فصلی بارش ، نوع و چگونگی بارش تاثیر ویژه ای بر نوع کشت و شیوه کشت آن دارد .

تعداد روزهای بارانی این روستا 78 روز می باشد که کمترین روزهای بارندگی به ماههای خرداد ، مرداد ودیماه با 4 روز بارندگی و بیشترین روزهای بارندگی به ماههای آذر ، بهمن و اسفند با 9 روز بارندگی اختصاص دارد .

6- تبخیر در روستا :

          بر اساس اطلاعات موجود میزان تبخیر و تعرق بالقوه این روستا برابر 1412 میلی متر می باشد ، که در ماه های مختلف با توجه به شدت گرما و میزان رطوبت ، میزان تبخیر و تعرق دچار نوساناتی می گردد. بیشترین تبخیر ماهیانه به ماه های خرداد ، تیر و مرداد و کمترین تبخیر به بهمن ، دی و آذر اختصاص دارد .

 

 7- رطوبت نسبی روستا :

          بر اساس داده های آماری متوسط حداقل رطوبت ( نم ) نسبی سالیانه در روستای قره چشمه 47 درصد بوده است ،در صورتی که متوسط حداکثر رطوبت نسبی سالیانه 85 درصد می باشد، و بطور کلی متوسط رطوبت نسبی سالیانه در این روستا 56 درصد می باشد . بالاترین متوسط رطوبت نسبی روزانه به ماه های آبان ، شهریور و آذر ماه به ترتیب برابر با 72% ، 69% و 61% اختصاص داشته است، که آمار نشان از افزایش رطوبت در اواخر تابستان و اوائل پائیز دارد .

نکته حائز اهمیت اینکه رطوبت نسبی از اوائل پائیز به طرف فصل سرد کاهش چشمگیری را نشان می دهد که در اواخر بهار و اوائل تابستان دوباره کاهش را نشان می دهد . بیشترین میزان رطوبت نسبی در فروردین ماه ( 93% ) و کمترین آن در خرداد و بهمن ( 12 و 13% ) بوده است .

 

8- جریان باد روستا :

          جهت وزش باد غالب ، جنوب غربی ( سپس غرب ، شمال غربی و شرقی ) است ، که در ماه های فروردین ، خرداد ، مرداد و شهریور و آبان به ترتیب با حداکثر سرعت 20 ، 15 ، 7 ، 5 و 7 متر برثانیه می وزند ، سپس بادهای غربی در ماه های اردیبهشت و اسفند با حداکثر سرعت 7 و15 متر در ثانیه و بادهای شمال غربی در ماه های تیر و مهر با حداکثر سرعت 8 و12 متر در ثانیه و بادهای شرقی در ماه های آذر و دی ماه با حداکثر سرعت 8 و7 متر در ثانیه می وزند. بالاترین متوسط سرعت وزش ماهیانه باد به ماه های اسفند ، اردیبهشت ، خرداد و تیر با متوسط سرعت 6/2 برای اسفند و 3/1 متر بر ثانیه برای اردیبهشت ، خرداد و تیر می باشد .

9- پوشش گیاهی روستا :

روستای قره چشمه در منطقه ای جلگه ای بر دامنه ارتفاعات قزل امام در جنوب و چنار برون در غرب استقرار یافته است ، با وجود خاک حاصلخیز ، بارش مناسب ، به همراه آب و هوای مناسب ، ارتفاعات شمالی و غربی را درختان جنگلی پوشش داده اند .

پیرامون روستا را نیز جلگه ای حاصلخیز با انواع محصولات زراعی چون گندم ، برنج ، آفتابگردان ، سویا ، پنبه و .......در برگرفته است ، از گونه های درختی موجود در محیط روستا باید به درختان انجیر ، انار ، نارنگی ، گردو ، توت و کاج اشاره نمود .

10- ویژگی های اقتصادی روستا :

الف ) کشاورزی

     بنیاد اقتصادی روستای قره چشمه را کشاورزی تشکیل می دهد . از کل شاغلین ای روستا در سال 1373 که برابر : 599 نفر بوده ، 484 نفر ( معادل 81 درصد ) در بخش کشاورزی مشغول به فعالیت بوده اند . مجموع زمین های زیر کشت و آیش آبی و دیم در این روستا 844 هکتار می باشد ، که 345 هکتار ( 41 درصد ) زیر کشت آبی و 499 هکتار ( 59 درصد ) به کشت دیم اختصاص دارد.

در این روستا تعداد بهره برداران دارای گوسفند ، بز و گاو سنتی به ترتیب 32 ، 3 و 112 واحد می باشند .دام و طیور این روستا به ترتیب تعداد، نه بر اساس اهمیت عبارتند از گوسفند و بره با 992 راس ، مرغ و خروس با 555 قطعه ، اردک ، غاز و بوقلمون با 288 قطعه ، گاو و گوساله سنتی با 249 راس و بز و بزغاله با 9 راس .

در زمینه استفاده از ماشین آلات و تجهیزات جانبی باید به 33 دستگاه تراکتور ، 2 دستگاه بسته بند ، 8 تیلر ، 33 دستگاه دیسک ، 35 دستگاه گاوآهن تراکتور ، 31 موتور پمپ آب و 1 دستگاه کمباین جاندیر اشاره نمود .

ب ) صنعت  

    روستای قره چشمه در مجموع دارای 6 واحد صنعتی می باشد که تعداد کارکنان این واحدها 38 نفر میباشد، که 6 درصد جمعیت شاغل روستا را شامل می گردد .

این روستا دارای 1 واحد تولید آجر بوده که 30 نفر در این واحد مشغول به کار هستند و بقیه واحدها که 8 نفر کارکن دارند، به فعالیت هائی چون تولید ماشین آلات کشاورزی و جنگلداری ، عمل آوری و روکش کردن فلزات و فعالیت های مهندسی مکانیک عمومی ، نگهداری و تعمیر وسائل نقلیه موتوری و نانوائی مشغول می باشند

11- ویژگی های جمعیتی روستا :

روند تحولات جمعیت :

تجمع و تفرق جمعیت در هر ناحیه تابعی از عوامل طبیعی و انسانی آن منطقه می باشد، که خود را در قالب عوامل جذب و دفع جمعیت بروز می دهد، و مستقیما در تعداد و تراکم جمعیت موثر می باشد،که با گذشت زمان و تغییر در یکی از اجزاء ممکن است ،کل مجموعه دچار تحول گردد، وبه آن جمعیت یک مکان کاهش یا افزایش یابد . روستای قره چشمه نیز یکی از این قاعده مستثنی نیست ودر طول زمان جمعیت آن تغییراتی را پذیرفته است . در سال 1355 این روستا دارای 1188 نفر سکنه بوده که در مدت ده سال یعنی در سال 1365 به 2029 نفر افزایش یافته است ، و همین روند را با سرعت کمتری در دهه 75- 1365 طی می نماید، و به 2742 نفر افزایش می یابد و جالب اینکه علیرغم اینکه جمعیت روستا 3/2 برابر افزایش می یابد، ولی تعداد خانوار روستا در این مدت زمان 9/1 برابر افزایش می یابد، که این امر خود نشانی از افزایش رشد طبیعی جمعیت روستا می باشد .ولی قدر مسلم این است که تعداد جمعیت و خانوار از سال 75- 1355 روند صعودی را طی نموده که در دهه 75 – 65 بیشتر بوده است .

12- تاریخچه روستای قره چشمه :

در منطقه ای که روستای قره چشمه استقرار یافته قو میت های مختلفی زندگی می کنند ، غلبه با ترکمن هاست که در حدود 100 سال پیش و ماقبل آن بصورت متحرک دامداری و کشاورزی می کردند ، بدین صورت که امکان استقرار دائمی نداشتند، بلکه هر سال زمینی را زیر کشت غلات مورد نیاز خود می بردند و سال بعد این زمبن را ترک کرده و بجای دیگری می رفتند، و این روند ادامه داشت تا اینکه حدود 100 سال قبل اجداد ترکمن های امروزی ساکن به نام های سارجه و برادرانش ، کیجان ، آنابردیخان ، اراز قلی قره ، حاج تاقان دردی و........در قالب دو فامیل بنامهای مختوم و هلاکو در محل قره چشمه امروزی ساکن شدند.

راجع به وجه تسمیه روستا نه تنها در منابع مکتوب مطلبی یافت نشد بلکه اهالی روستا نیز دلیل این نامگذاری را نمی دانستند . لفظ قره چشمه از دو واژه ( قره ) و ( چشمه ) تشکیل شده است که قره به معنای سیاه و چشمه نیز خروج آب از سفره های زیرزمینی را گویند . که ما هر چقدر از چشمه هائی که یا آب تیره و یا گل آلود داشته باشد ویا اینکه رسوبات اطرافش به رنگ تیره یا سیاه باشد سوال کردیم جواب دادند که وجود ندارد وتنها چشمه این آبادی چشمه خواجه بیک در جنوب آبادی بوده که خشک شده است البته ذکر این نکته ضروری است شهرت یکی از طوایف ترکمن ساکن این آبادی ( قره ) می باشد .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:32 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

 – روستای قره چشمه-بخش۲

ویژگی های قومی روستا :

دسته بندی قومی روستای قره چشمه :

    در منطقه ای که روستای قره چشمه واقع شده قومیت های مختلفی زندگی می کنند،که غلبه با ترکمن ها می باشد ، بطوریکه اکثر اهالی روستای سیدآباد ، فارس ، روستای نیلی ، و بلوچ آباد، بلوچ هستند. ولی تعداد اندکی نیز افغانی در این روستا زندگی می کنند ، این روستا جزئی از روستای قره چشمه می باشد و کلا از ابعاد گوناگون به قره چشمه وابستگی دارد و فاصله این روستا تا قره چشمه 400 متر می باشد . دشت حلقه ( قلعه یا هلاکو ) و بقیه روستاهای شمالی نیز ترکمن می باشند .

حدود 100 سال پیش و ما قبل آن در منطقه ای که روستای قره چشمه در آن واقع گردیده ،افرادی ( ترکمن ها ) بصورت متحرک دامداری و کشاورزی می کردند ، بدین صورت که مکان استقرار دائمی نداشتند، بلکه هر ساله زمینی را زیر کشت غلات مورد نیاز خود می بردند، وسال بعد این زمین را ترک کرده و بجای دیگر می رفتند .و این روند ادامه داشت تا اینکه حدود 100 سال قبل اجداد ترکمن های امروزی ساکن روستا بنامهای سارجه ، برادرانش ، کیجان ، آنابردیخان ، اراز قلی قره ، حاج تاقان دردی و............در قالب دو فامیل بنام های مختوم و هلاکو تصمیم می گیرند، در محل روستای قره چشمه امروزی ساکن شوند ، هر کس به اندازه نیاز خانواده خود از زمین های روستا را زیر کشت می برد ،تا اینکه در سال 1331 دولت وقت اقدام به نقشه برداری و تقسیم زمین ها به اهالی روستا می نماید .

در حدود سالهای 45 – 44 بعلت بروز خشکسالی و برخی مشکلات دیگر عده ای اززابلی ها که در نقطه صفر مرزی زندگی می کردند، به قصد کاریابی ، سرزمین خود را ترک کرده و به این روستا  و نواحی پیرامون آن مهاجرت می نمایند، و در اراضی حاصلخیز مشغول به فعالیت می شوند. و علاوه براینها تعدادی بلوچ و سرخسی نیز در همین حوالی به این روستا وارد می شوند . در سال 1358 در زمان جنگ افغانستان برخی از افغانی هایی که با زابلی ها وابستگی فامیلی داشتند، و فامیل های آنان در این روستا زندگی می کردند، به روستای قره چشمه وارد می شوند، و تعدادی از آنان نیز شناسنامه ایرانی دریافت می نمایند. و حتی در زمان تقسیم زمین توسط هیات هفت نفره تعدادی از آنان موفق به دریافت زمین می شود .

پس بطور کلی در این روستا چهار تیره قومی بنام های ترکمنی ، زابلی ، بلوچی و افغانی زندگی می نمایند، که قوم غالب با بیشترین تعداد ، ترکمن ها می باشند. ترکمن ها به شدت به سنتها و سیدی خود پایبند هستند، و از مرزهای قومی خود محافظت می نمایند، و ارتباطات فامیلی آنها در درون خود می باشد، و با بلوچ ها ، زابلی ها و افغانها وصلت نمی کنند ،ولی در چند سال اخیر چند مورد وصلت با بلوچ ها و زابلیها صورت گرفته است، که بیانگر تغییر در سنتهای قومی است ولی بلوچ ها ، زابلی ها و افغانها با هم رابطه فامیلی دارند .

 

14 – نظام تصمیم گیری و مدیریت بومی :

    زمانی ترکمن ها در قالب دو فامیل به نام های مختوم و هلاکو بنیان این روستا را بنا نهادند، به علت کوچکی روستا و رابطه فامیلی نزدیک مدیریت روستا در دست ریش سفیدان و بزرگان روستا بوده است ، تا اینکه در رژیم گذشته کدخدا وخانه انصاف وظیفه مدیریت و حل اختلاف را بر دوش داشتند.

شیوه انتخاب کدخدا این بود ، که نماینده بخشدار در مسجد حضور پیدا می کرد ، و با رای مستقیم مردم و با تایید بالا دست شخصی را به عنوان کدخدا انتخاب می کردند. خانه انصاف این روستا دارای سه عضو بوده که یکی از روستای قزلجه ، یک عضو از سارلی سفلی و یک عضو نیز از روستای قره چشمه انتخاب می شود. وظیفه اصلی خانه انصاف حل اختلاف مختلف اهالی روستا بود ، که اکثریت قریب به اتفاق اختلافات در این مرکز حل می شد ، و در صورت حل نشدن اختلاف به مراجع قضایی مراجعه می نمودند.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی در اواخر سال 1358 ، اولین انتخابات شوراهای اسلامی روستاها برگزار گردید ، وچون انتخابات مجدد در موعد مقرر برگزار نگردید ، شوراهای این دوره تا سال 1378 باقی ماندند ، ودر سال 1378 انتخابات مجدد شوراها برگزار گردید ، و 5 نفر از میان کاندیدهای این دوره انتخاب شدند ، که 1 نفر ترکمن ، 3 نفر زابلی و 1 نفر بلوچ می باشند.

 

15 – نحوه تقسیم اراضی روستا :

          در حدود 100 سال پیش وقتی که دو فامیل مختوم و هلاکو در این روستا سکنی گزیدند، هر خانواده روستائی با توجه به نیاز و توان خود از اراضی روستا را زیر کشت انواع محصولات برد تا اینکه در سال 1331رژیم گذشته زمین های روستا را نقشه برداری نموده ،و به هر نفر 18 هکتار زمین بصورت 8 هکتار دیم در جنوب و 10 هکتار آبی در شمال روستا واگذار نمود . تمامی اراضی کشاورزی واگذار شده در اطراف آبادی دارای سند مالکیت ثبتی با تمام مشخصات زمین از قبیل شماره پلاک ، متراژ ، و غیره بود .

بعد از مدتی شخصی به نام« اعتباری» که دارای اصالت خراسانی بود، از طریق سرلشکر مزین و میرفندرسکی شروع به خرید زمین های تعدادی از اهالی روستا نمود ، چون زمین های خریداری شده در نقاط مختلف پراکنده بودند. اعتباری روستائیان را به زور مجبور به واگذاری زمین خود نمود، وبه آنها در جاهای دیگر زمین می داد ،تا اینکه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی زمین های این شخص توسط دولت مصادره شد. و سرپرستی این اراضی تا مدتی در اختیار شورای اسلامی روستا قرار داشت ،ولی دولت توسط هیات هفت نفره واگذاری زمین اراضی مصادره را به بلوچ ها ، زابلی ها ، و ترکمن ها و حتی افغان ها واگذار نمود. به طورکلی زمین های داخل آبادی دارای سند ثبتی مالکیت نیستند، وبه صورت قولنامه ای و عادی معامله می شوند، و تمامی زمین های خالی داخل ،آبادی نیز در مالکیت ترکمن هاست. و زمین های پیرامون آبادی تا مسافت محدود سند مالکیت ثبتی ندارند، و یا اگر مثل جنوب روستا دارای سند باشند ، سند آنها مشاع می باشد و در مالکیت ترکمن ها میباشد، و اراضی کشاورزی کلا دارای سند مالکیت ثبتی می باشند.

16 – نحوه شکل گیری روستای قره چشمه :

 بستر طبیعی و عوامل موثر در شکل گیری روستا :

          روستای قره چشمه در جنوب دشت گنبد بر گستره ای هموار استقرار یافته است، که حداکثر ارتفاع از سطح دریا کمتر از 80 متر می باشد. ارتفاعات با فاصله اندک ( در حدود 2 کیلومتر ) جنوب و شرق این روستا را محصور نموده است . کوه هایی با بیش از 800 متر ارتفاع که در جنوب روستا به کمتر از 100 متر در دامنه ها کاهش می یابد، و در پائین دست دشتی هموار با خاک های حاصلخیز را ایجاد نموده است .

1 منابع آب :

شاخه ای که از رودخانه تیل آباد که در محل با نام نوده مشهور می باشد، علاوه بر تاثیر بر کالبد روستا بطور غیر مستقیم با ترکیب سایر عوامل زمینه فعالیت کشاورزی را در این روستا فراهم نموده است ،و روستایی با ساختار اقتصادی مبتنی بر کشاورزی را بوجود آورده است.

    

2 خاک حاصلخیز :

 خاکهای حاصلخیز کشاورزی که بستر اصلی روستا را شامل می گردد.قسمت های شمالی و غربی روستا را فراگرفته و زمینه استقرار روستا را در پهنه ای کشاورزی فراهم نموده و ساکنان روستا را در این بخش از فعالیت ، مشغول نموده است.

3 راههای ارتباطی :

محور ارتباطی آزادشهر – مینودشت از شمال غربی روستای قره چشمه عبور می نماید،و موقعیت ارتباطی مطلوبی را برای این روستا فراهم نموده است ، علاوه بر این با توجه به نقش راههای ارتباطی جهت توسعه روستا به سمت این محور در حال گسترش می باشد ، بطوری که اکثریت واحدهای مسکونی نوساز این روستا در امتداد این محور گسترده شده اند .

17 – شبکه ارتباطی روستا با سایر نقاط :

          روستای قره چشمه در مسیر محور ارتباطی آزادشهر – مینودشت واقع گردیده است . این محور ارتباطی آسفالته که دارای جهتی جنوب غربی – شمال شرقی می باشد، 26 کیلومتر طول دارد ، پیکره اصلی روستای قره چپشمه در جنوب این محور و در فاصله 14 کیلومتری از شهر مینودشت و 12 کیلومتری آزادشهر قرار دارد . بجز این محور ارتباطی مهم تنها راه ارتباطی دیگر این روستا که اهمیت چندانی ندارد ، راهی از نوع خاکی است، که به سمت جنوب شرقی امتداد دارد، و در پایان به روستا ی مبارک آباد ختم می شود .

18 – شبکه معابر روستا :

          روستای قره چشمه در حاشیه راه ارتباطی آزادشهر به مینودشت واقع گردیده است . به جز چند واحد خدماتی ( آموزش و درمانی ) که در ضلع شمال شرقی راه ارتباطی مذکور واقع شده اند ، بقیه بافت روستا در سمت جنوب غربی آن واقع شده است. طول بافت روستا در حاشیه راه فوق کمتر از 5/0 کیلومتر است، و برخی از واحد های مسکونی و خدماتی حاشیه آن بطور مستقیم دسترسی خود را از راه ارتباطی مذکور می گیرند . از راه اصلی مینودشت به آزادشهر 7 شاخه به سمت درون روستا منشعب می گردد، که در بین آنها یک شاخه که محور مرکزی روستا را تشکیل می دهد، دارای نقش اصلی است، و طول آن برابر بیش از 700 متر است، طولانی ترین مسیر ارتباطی درون روستا را شامل می شود .

با توجه به اینکه شکل کالبدی روستا دارای کشیدگی در جهات جنوب غربی – شمال شرقی است ، شبکه معابر اصلی روستا نیز در جهت مذکور احداث گردیده اند، ومعابر فرعی با طول و عرض کمتر در جهت عمود بر معابر مذکور احداث شده اند .

شبکه معابر این روستا نسبتا منظم و متمایل به شبکه شطرنجی می باشد . در نقاطی از بافت های این روستا نیز معابر از مالکیت ها تفکیک نشده و سطوحی از فضاهای باز بعنوان معابر نیز عمل می کنند، و در واقع معابر دارای لبه های تعریف شده ای نیست .در مسیر بعضی از معابر نیز پیچ و خمهایی وجود دارد، که حرکت سواره را با دشواری هایی روبرو می کند .

نیازهای ارتباطی درونی روستا بصورت پیاده انجام می پذیرد، واز این بابت مشکل عمده ای برای ساکنین وجود ندارد. اما دسترسی به واحد های خدماتی واقع در ضلع شرقی بدلیل عبور از سطح راه ارتباطی مینودشت به آزادشهر با خطراتی برای مراجعین روبرو می باشد.

19 – کیفیت بافت روستا :

          با نگرشی کلی به سیمای روستای قره چشمه متوجه می شویم، که از مجموع 525 واحد ساختمانی موجود در روستا 268 واحد که برابر 51 درصد می باشد، از کیفیت مناسبی برخوردار بوده و قابل نگهداری می باشند ،و در کل عرصه روستا بویژه در کنار معابر اصلی پراکنده شده اند . واحد های تعمیری بعد از واحدهای قابل نگهداری بیشترین نسبت واحدهای روستا را که 163 واحد و برابر 31 درصد می باشند، را شامل می شود. این دسته از بناها در کل عرصه روستا به ویژه در داخل بلوک ها استقرار یافته اند.

واحدهای نوساز که تعداد آنان 75 واحد و برابر 14 درصد می باشند، بیشتر در حاشیه معابر و در پیرامون روستا استقرار یافته اند . واحدهای تخریبی روستا که بیشتر در امتداد شمالی و جنوبی روستا استقرار یافته ، 16 واحد می باشند ،و 3 درصد از کل واحدهای ساختمانی روستا را شامل می شوند.واحدهای در حال ساخت که بیشتر در شمال غربی روستا استقرار یافته اند 3 واحد می باشند، و برابر 57% درصد از کل واحدهای ساختمانی روستا می باشند.

20 – معماری و ترکیب فضاهای مسکونی و واحدهای همسایگی :

شکل مسکن در روستای قره چشمه همانند شکل و نوع مسکن در شمال کشور می باشد. خانه معمولا در یک طبقه و با سقف شیبدار می باشد ، و فضاهای خانه در دو ایوان سرپوشیده قرار گرفته اند.

            عمدتا فرم مسکن کشیدگی شرقی – غربی دارد ، و نمای اصلی خانه به سمت شمال        ( وزش باد از دریا ) قرر دارد ، نحوه استقرار واحدهای مسکونی به صورت پراکنده و با فاصله از یکدیگر است. بافت روستا به صورت باز و پراکنده می باشد ، و از بافت متراکم پرهیز شده است. در این الگوی اسقرار امکان ایجاد کوران و حرکت باد در بین واحدهای مسکونی وجود دارد ، و این عاملی برای کاهش رطوبت می باشد.

          عمده ترین مصالح به کار رفته در ساخت و ساز خانه ها ، آجر ، چوب و آهن است. پی ها معمولا سنگی و دیوار آجری و باربر و پوشش سقف عمدتا تیر پوشش و گاه اطاق ضربی و حتی تیرچه بلوک و سقف شیبدار گالوانیزه می باشد. سطوح خارجی نما عمدتا کاه گل و گاه سنگی و سیمانی است.

          بر خلاف روستاهای کنار کویر و فلات مرکزی ایران که بافت روستاها متراکم و واحدهای همسایگی عمدتا با کوچه یا یک فضای میدانچه که بسته است ، تعریف می شود . در قسمت های شرقی کشور و به ویژه این روستا ، واحد همسایگی به صورتی مشخص دیده نمی شود ، ولی تعدادی از خانه ها ( که معمولا ساکنین آنها با یکدیگر ارتباط خویشاوندی نزدیک دارند ) ، عمدتا در دور فضای بازی که نقش حیاط مشترک آنها را دارد ، شکل می گیرد. دیوار یا پرچینی دور تا دور این خانه ها کشیده شده است ، و این فضای باز تعریف کننده یک واحد همسایگی می باشد.

          معمولا در قدیم خانه ها در داخل زمین های کشاورزی قرار داشته، که بعد از بزرگ شدن فرزندان فضاهای کشاورزی اطراف حیاط جهت ساخت واحدهای مسکونی فرزندان اختصاص می یافته است. همانطور که گفته شد ،این خانه ها دور تا دور یک فضای باز مشترک که معمولا محل نگهداری دام است در یک حیاط بزرگ قرار گرفته اند، که این تعریف واحد همسایگی را در محل ترکمن نشین با شدت بیشتری می توان دید. اما در محله افاغنه و زابلی ها که بعدها به این روستا کوچ کردند، به علت نبود زمین کافی مانند سابق خانه ها عمدتا در کنار یکدیگر و در امتداد یک مسیر شکل گرفته است، که بافت محلی این محلات متراکم تراز محله ترکمن نشین است.

البته تشخیص این گونه استقرار به صورت واضح نیست و ممکن است سه یا حتی دو خانه در دور یک فضای کوچک شکل گرفته باشند . این گونه نحوه استقرار ، از لحاظ امنیتی ساکنین خانه ها بسیار حائز اهمیت است، و نظارت از اطراف به این گونه فضاها وجود دارد، و فضا های بین خانه ها عمدتا محل نگهداری دام ها و پرورش مرغ و خروس می باشد، و کمتر کاشتی در آنها انجام می گیرد.

این گونه فضاها در نحوه استقرار ، از لحاظ امنیتی ساکنین خانه ها بسیار حائز اهمیت است و نظارت از اطراف به این گونه فضاها وجود دارد و فضاهای بین خانه ها عمدتا محل نگهداری دام ها و پرورش مرغ و خروس می باشد و کمتر کاشتی در آنها انجام می گیرد.

این گونه فضاها در نحوه استقرار واحدهای مسکونی نوساز باید دیده می شود، و خانه های مسکونی جدید به گونه ای استقرار یابند، که باعث تقویت و تعریف کاملتر این گونه فضاها بشنوند.

،یک عامل مهم دیگر در چگونگی استقرار واحدهای مسکونی راههای ارتباطی است، بطوری که در نوسازی جدید عمدتا در مسیر راه های اصلی روستا و یا در کنار جاده ارتباطی بین المللی قرار گرفته است. شناخت راه های ارتباطی اصلی داخل روستا و ساماندهی و اصلاح شبکه معابر امکانات جدید و تقریبا مشابهی را جهت استقرار واحدهای مسکونی نوساز در بافت روستا بوجود می آورد.

21- محلات روستا :

            در روستای قره چشمه چهار تیره قومی در قسمت های مختلف زندگی می کنند، که هر تیره تقریبا مکان خاصی را تحت عنوان محله به خود اختصاص داده است. در این روستا چهار محله اصلی وجود دارد، که پیکره  اصلی روستا به محله ترکمن ها اختصاص دارد.زیرا این قوم بومیان و کسانی بوده اند، که سنگ بنای این روستا را بنا نهاده اند . محله ترکمن ها تقریبا نیمه شرقی و مرکزی روستا را در بر می گیرد ، پیکره اصلی محله بلوچ ها تقریبا شمال غربی روستای قره چشمه را شامل می شود البته تعدادی از بلوچ ها نیز در جنوب محله افغان ها زندگی می کنند. محله زابلی ها که چهارمین محله این روستا می باشد در جنوب شرق روستا استقرار یافته است. محله افغان ها نیز در جنوب محله بلوچ نشین اسقرار یافته است.  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:31 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

 

روستای قره چشمه-بخش۳

          روستای قره چشمه به سبب توانمندی ها و استعدادهایی که دارد ، جاذبه های دیدنی بسیاری دارد.

الف ) جاذبه های تاریخی :

          در روستای قره چشمه یک تپه تاریخی – فرهنگی وجود دارد ، که تحت نام « تپه مزار قره چشمه » که در سیاهه ی آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این اثر تاریخی در تیرماه 1384 شناسایی و ثبت گردید.

تپه مزار :

          تپه مزار در فاصله یک کیلومتری غرب روستای قره چشمه و 150 متری جنوب جاده آزادشهر – مینودشت و در مجاورت کارخانه آجر ماشینی واقع شده است. و دارای مختصات طول جغرافیایی 7/55-14-55 و عرض جغرافیایی 9/55 – 08-37 و 123 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد.

          این تپه با فرم بیضی شکل دارای 240 متر طول ، 100 متر عرض و 12 متر از سطح زمین های اطراف است ، که بر روی ارتفاعات طبیعی و کوهپایه ای مشرف به جاده آزادشهر – مینودشت قرار گرفته است ، و دارای سه برجستگی عمده می باشد ، که در امتداد محور شرقی – غربی چیده شده اند. بخش شرقی و غربی تپه مزار به گورستان تغییر کاربری داده شده است ، و بخش اصلی یا میانی آن نسبتا سالم و دست نخورده باقی مانده است. یک راه خاکی که از جاده اصلی آزادشهر – مینودشت جدا گردیده ، پس از گذر از کناره شرقی کارخانه آجر – به سمت مزارع جنوبی و بالا دست حرکت می کند. این جاده از روی عرصه تپه مزار عبور کرده و بین تپه غربی و میانی فاصله ایجاد نموده است. در شمال و شرق این تپه بلافاصله زمین های کشاورزی و دشت آغاز می گردد. از بدنه شرقی این تپه آبراهه و راه بین مزارع عبور می کند.

          در بررسی و بازدیدی که از این اثر با هدف تهیه و تنظیم پرونده پیشنهاد ثبت آن انجام شد، آثار سفالینه های قرمز و خاکستری ، بقایای استخوان های انسانی و جانوری متعددی مشاهده و جمع آوری گردید . بر اساس مطالعه مقدماتی و اولیه که بر روی این داده های فرهنگی جمع آوری شده ، انجام شد ، به نظر می رسد ، قدمت تپه مزار به دوره های هزاره اول و تاریخی می رسد.

 

 

ب ) جاذبه های دینی :

          روستای قره چشمه یک روستای مذهبی با مردمانی مومن و متدین می باشند ، دین تمامی آنها اسلام و مذهب غالب روستا ، تسنن است. در این روستا ، دو مکان و جاذبه دینی وجود دارد.

1-مسجد :

این مسجد نسبتا قدیمی در شمال شرقی روستا با مساحت 1038 متر مربع احداث شده است ، و 54% از کل مساحت روستا را شامل می گردد.

2- زیارتگاه قزل امام :

          این زیارتگاه در فاصله 2 کیلومتری جنوب روستای قره چشمه قرار گرفته است ، و با شهر مینودشت 16 کیلومتر فاصله دارد. نسبت این زیارتگاه به امامزادگان آق امام شهرستان آزادشهر  می رسد. . به بیان دیگر قزل امام، خواهر امام زادگان آق امام می باشد.

          زیارتگاه قزل امام در یک محیط جنگلی مفرح و در پای کوه قرار گرفته است ، که جبهه جنوب و شرق و غرب محدود به درختان جنگلی و جبهه شمالی آن به زمین های کشاورزی منتهی می شود. این زیارتگاه دارای سه ساختمان زائرسرا است ، که آب مصرفی این مکان از طریق آب باران تامین می شود. آب باران از پشت بام ساختمان های زائرسرا و به توسط لوله به آب انبار ( این آب انبارها به گویش ترکمنی لاری می نامند ) منتقل می شود. قبر قزل امام در داخل یک ضریح فلزی قرار گرفته و دارای یک سنگ قبر مرمری جدید می باشد ، که بر روی این سنگ قبر عبارت زیر کتابت شده است.

باز خوانی کتیبه سنگ مزار زیارتگاه قزل امام  :

« مقبره متبرکه / زیارتگاه قزل امام

بسم الله الرحمن الرحیم / انا انزالله فی لیله القدر/

و ما ادارک ما لیله القدر / لیله القدر خیر من الف شهر /

تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر/

سلام هی حتی  مطلع الفجر / »( سوره قدر )

ج)جاذبه های صنایع دستی :

          از آنجائیکه روستای قره چشمه ،به لطف داشتن توانمندیهای خدادای همانند زمین حاصلخیز ، آب فراوان ، هوای مناسب و موقعیت قرارگیری ، از گذشته مهاجرپذیر بوده است. از این رو قومیت های مختلفی در این روستا زندگی می کنند ، که مهمترین آنها ترکمن ها ، سیستانی ، بلوچ و فارس و تعداد کمی افغانی است ، که غلبه با ترکمن ها می باشد. هر کدام از این اقوام صنایع دستی ویژه ای خود دارند ، که مهمترین صنایع دستی روستای قره چشمه عبارتند از :

          بافت قالی و قالیچه و پشتی و دیگر بافت های ترکمنی ، نوغانداری و ابریشم بافی ، نمد مالی و سوزن دوزی.

د)جاذبه های طبیعی و گردشگری :

          روستای قره چشمه ، روستایی جلگه ای با زمین های حاصلخیز است ، که در فصل کشاورزی ( گندم ، شالی یا برنج ، کلزا ، آفتابگردان و ... ) چشم اندازهای بدیعی به وجود می آید ، افزون بر آن و با فاصله 1 کیلومتری روستا ارتفاعات و جنگل دیده می شود ، که این بخشی از طبیعت روستا ، دارای جاذبه های دیدنی و تفریحی بسیار است.

 

 

 

 

 

 

             

  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

 

روستای قره چشمه-بخش۴

          روستای قره چشمه به سبب توانمندی ها و استعدادهایی که دارد ، جاذبه های دیدنی بسیاری دارد.

الف ) جاذبه های تاریخی :

          در روستای قره چشمه یک تپه تاریخی – فرهنگی وجود دارد ، که تحت نام « تپه مزار قره چشمه » که در سیاهه ی آثار ملی کشور به ثبت رسیده است. این اثر تاریخی در تیرماه 1384 شناسایی و ثبت گردید.

تپه مزار :

          تپه مزار در فاصله یک کیلومتری غرب روستای قره چشمه و 150 متری جنوب جاده آزادشهر – مینودشت و در مجاورت کارخانه آجر ماشینی واقع شده است. و دارای مختصات طول جغرافیایی 7/55-14-55 و عرض جغرافیایی 9/55 – 08-37 و 123 متر ارتفاع از سطح دریا می باشد.

          این تپه با فرم بیضی شکل دارای 240 متر طول ، 100 متر عرض و 12 متر از سطح زمین های اطراف است ، که بر روی ارتفاعات طبیعی و کوهپایه ای مشرف به جاده آزادشهر – مینودشت قرار گرفته است ، و دارای سه برجستگی عمده می باشد ، که در امتداد محور شرقی – غربی چیده شده اند. بخش شرقی و غربی تپه مزار به گورستان تغییر کاربری داده شده است ، و بخش اصلی یا میانی آن نسبتا سالم و دست نخورده باقی مانده است. یک راه خاکی که از جاده اصلی آزادشهر – مینودشت جدا گردیده ، پس از گذر از کناره شرقی کارخانه آجر – به سمت مزارع جنوبی و بالا دست حرکت می کند. این جاده از روی عرصه تپه مزار عبور کرده و بین تپه غربی و میانی فاصله ایجاد نموده است. در شمال و شرق این تپه بلافاصله زمین های کشاورزی و دشت آغاز می گردد. از بدنه شرقی این تپه آبراهه و راه بین مزارع عبور می کند.

          در بررسی و بازدیدی که از این اثر با هدف تهیه و تنظیم پرونده پیشنهاد ثبت آن انجام شد، آثار سفالینه های قرمز و خاکستری ، بقایای استخوان های انسانی و جانوری متعددی مشاهده و جمع آوری گردید . بر اساس مطالعه مقدماتی و اولیه که بر روی این داده های فرهنگی جمع آوری شده ، انجام شد ، به نظر می رسد ، قدمت تپه مزار به دوره های هزاره اول و تاریخی می رسد.

 

 

ب ) جاذبه های دینی :

          روستای قره چشمه یک روستای مذهبی با مردمانی مومن و متدین می باشند ، دین تمامی آنها اسلام و مذهب غالب روستا ، تسنن است. در این روستا ، دو مکان و جاذبه دینی وجود دارد.

1-مسجد :

این مسجد نسبتا قدیمی در شمال شرقی روستا با مساحت 1038 متر مربع احداث شده است ، و 54% از کل مساحت روستا را شامل می گردد.

2- زیارتگاه قزل امام :

          این زیارتگاه در فاصله 2 کیلومتری جنوب روستای قره چشمه قرار گرفته است ، و با شهر مینودشت 16 کیلومتر فاصله دارد. نسبت این زیارتگاه به امامزادگان آق امام شهرستان آزادشهر  می رسد. . به بیان دیگر قزل امام، خواهر امام زادگان آق امام می باشد.

          زیارتگاه قزل امام در یک محیط جنگلی مفرح و در پای کوه قرار گرفته است ، که جبهه جنوب و شرق و غرب محدود به درختان جنگلی و جبهه شمالی آن به زمین های کشاورزی منتهی می شود. این زیارتگاه دارای سه ساختمان زائرسرا است ، که آب مصرفی این مکان از طریق آب باران تامین می شود. آب باران از پشت بام ساختمان های زائرسرا و به توسط لوله به آب انبار ( این آب انبارها به گویش ترکمنی لاری می نامند ) منتقل می شود. قبر قزل امام در داخل یک ضریح فلزی قرار گرفته و دارای یک سنگ قبر مرمری جدید می باشد ، که بر روی این سنگ قبر عبارت زیر کتابت شده است.

باز خوانی کتیبه سنگ مزار زیارتگاه قزل امام  :

« مقبره متبرکه / زیارتگاه قزل امام

بسم الله الرحمن الرحیم / انا انزالله فی لیله القدر/

و ما ادارک ما لیله القدر / لیله القدر خیر من الف شهر /

تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر/

سلام هی حتی  مطلع الفجر / »( سوره قدر )

ج)جاذبه های صنایع دستی :

          از آنجائیکه روستای قره چشمه ،به لطف داشتن توانمندیهای خدادای همانند زمین حاصلخیز ، آب فراوان ، هوای مناسب و موقعیت قرارگیری ، از گذشته مهاجرپذیر بوده است. از این رو قومیت های مختلفی در این روستا زندگی می کنند ، که مهمترین آنها ترکمن ها ، سیستانی ، بلوچ و فارس و تعداد کمی افغانی است ، که غلبه با ترکمن ها می باشد. هر کدام از این اقوام صنایع دستی ویژه ای خود دارند ، که مهمترین صنایع دستی روستای قره چشمه عبارتند از :

          بافت قالی و قالیچه و پشتی و دیگر بافت های ترکمنی ، نوغانداری و ابریشم بافی ، نمد مالی و سوزن دوزی.

د)جاذبه های طبیعی و گردشگری :

          روستای قره چشمه ، روستایی جلگه ای با زمین های حاصلخیز است ، که در فصل کشاورزی ( گندم ، شالی یا برنج ، کلزا ، آفتابگردان و ... ) چشم اندازهای بدیعی به وجود می آید ، افزون بر آن و با فاصله 1 کیلومتری روستا ارتفاعات و جنگل دیده می شود ، که این بخشی از طبیعت روستا ، دارای جاذبه های دیدنی و تفریحی بسیار است.

 

 

 

 

 

 

             

  

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:26 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

 

وصيت نامه قابوس ابن وشمگير:

چنين گويد جمع كننده اين كتاب پندها، الامير عنصرالمعالي كيكاوس بن اسكندر بن قابس بن وشمگير، با فرزند خويش گيلان شاه. بدان اي پسر كه من پير شدم و ضعيفي و بي نيرويي و بي توشي بر من چيره شد و منشور عزل زندگاني را ا ز موي خويش بر روي خويش كتابتي همي بينم كه اين كتابت را دست چاره جويان بستردن نتواند. پس اي پسر چون من نام خويش را در دايره گذشتگان يافتم روي چنان ديدم كه پيش از آنكه نامه عزل بمن رسد نامه اي ديگر در نكوهش روزگار و سازش كار و بيش بهرگي جستن از نيك نامي ياد كنم و ترا از آن بهره كنم بر موجب مهر خويش، تا پيش از آنكه دست زمانه ترا نرم كند تو خود بچشم عقل در سخن من نگري فزوني يابي و نيك نامي در دو جهان، و مبادا كه دل تو از كار بستن بازماند كه آنگه از من شرط پدري آمده باشد؛ اگر تو از گفتار من بهره نيكي نه جويي و جويندگان ديگر باشند كه شنودن و كار بستن نيكي غنيمت دارند و اگرچه سرشت روزگار برانست كه هيچ پسر پند پدر خويش را كاربند نباشد، چه آتش در دل جوانان است از روي غفلت پنداشت خويش ايشان را بران نهد كه دانش خويش برتر از دانش پيران بينند، و اگرچه اين سخن مرا معلوم بود مهر پدري دل سوزگي پدران مرا نگذاشت كه خاموش باشم؛ پس آنچه از موجب طبع خويش يافتم در هر بابي سخني چند جمع كرده و آنچه بايسته تر بود و مختصرتر درين نامه نبشتم.

اگر از تو كاربستن خيزد خود پسنديده آمد و الا من آنچه شرط پدري بود بجاي آورده باشم كه گفته اند كه: بر گوينده جز گفتار نيست چون شنونده خريدار نيست جاي آزار نيست.
و بدان اين پسر كه سرشت مردم چنان آمد كه تكاپوي كند تا از دنيا آنچه نصيب او آمده باشد بگرامي تر كس خويش بماند و نصيب من از دنيا اين سخن گفتن آمد و گرامي تر كس بر من تويي. چون ساز رحيل كردم آنچه نصيب من بود پيش تو فرستادم تا خودكامه نباشي و پرهيز كني از ناشايست و چنان زندگاني كني كه سزاي تخمه پاك تست كه ترا اي پسر تخمه بزرگ و شريفست و زهر دو طرف كريم الطرفيني و پيوسته ملوك جهاني: جدت ملك شمس المعالي قابوس بن وشمگير بود كه نبيره آغش وهادان بود و آغش وهادان ملك گيلان بود بروزگار كيخسرو، و ابوالمؤيد بلخي ذكر او در شاه نامه آورده است و ملك گيلان ازيشان بجدان تو يادگار بماند و جده تو، مادرم، دختر ملك زاده المرزبان بن رستم بن شروين بود كه مصنف مرزبان نامه است سيزدهم پدرش كابوس بن قباد بود، برادر ملك انوشروان عادل، و مادر تو فرزند ملك غازي محمودبن ناصرالدين بود و جده من فرزند ملك پيروزان ملك ديلمان بود. پس اين پسر هوشيار باش و قدر و قيمت نژاد خود بشناس وز كم بودگان مباش؛ هر چند من نشان خوبي و روز بهي اندر تو همي بينم اين گفتار بر شرط تكثر واجب ديدم.

آگاه باش پسر كه روز رفتن من نزديكست و آمدن تو بر اثر من زود باشد چه امروز تا درين سراي سپنجي بايد كه پر كار باشي و زادي و پرورشي را كه سراي جاودان را شايد برداري و سراي جاوداني برتر از سراي سپنجي است و زاد او اين سراي بايد جست كه اين جهان چون كشت زاريست كه ازو كاري و ازو دروي از بد و نيك؛ و كس دروده خويش در كشت زار نخورد بلكه در آباداني خورد و آباداني اين سراي سراي باقيست. و نيك مردان درين سراي همت شيران دارند و بدمردان همت سگان و سگ همانجا كه نخجير گيرد بخورد و شير چون بگيرد بجاي ديگر خورد. و نخجيرگاه تو اين سراي سپنجي است و نخجير تو دانش و نيكيست. پس نخجير ايدركن تا وقت خوردن بسراي باقي آسان تواني خوردن كه طريق سزاي ما بندگان طاعت خدايست عزوجل. و مانند آن كس كه راه خداي تعالي جويد و طاعت خداي تعالي جويد چون آتشي بود كه هر چند سرنگونش كني برتري و فزوني جويد، و مانند آن كس كه از راه خداي تعالي و طاعت او دور باشد چون آبي بود كه هر چند بالاش دهي فروتري و نگوني جويد؛ پس بر خويشتن واجب دان شناختن ر اه ايزد تعالي، «والله ولي التوفيق» .

 

معرفي قابوس ابن وشمگير:

زياريان خانداني بودند كه از آخرين سالهاي دهه دوم قرن چهارم هجري تا واپسين سالهاي دهه هشتم قر ن پنجم هجري در شمال ايران يعني در نواحي گرگان، طبر ستان (مازندران امروزي) گيلان، ديلمستان، رويان، قومس (ناحيه وسيعي در دامنه كوههاي طبرستان در بين ري نيشابور شامل شهرهاي دامغان، شاهرود، بسطام و سمنان) و ري و جبال سلطنت و امارت داشته اند.
فرمانروائي اين سلسله از مرداويج بن زيار شروع و ظاهراً به امارت و حكومت گيلانشاه فرزند عنصرالمعالي خاتمه مي يابد. اين خاندان محلي كه بروزگار حكومت غزنويان بر ايران از طريق وصلت با خاندان غزنوي حكومت خويش را از خطر زوال و نابودي مصون داشته بودند، در دوران سلطنت سلجوقيان بتدريج قدرت خويش را از دست داده و سرانجام هنگامي كه فقط در بخشي از گرگان و طبرستان امارت داشتند با مرگ گيلانشاه آخرين بازمانده اين سلسله ستاره بخت و دولت آنها به افول گرائيد.
دو تن از اميران اين سلسله داماد سلطان محمود غزنوي بودند. يكي منوچهر و ديگري همين عنصرالمعالي كيكاو (نويسنده قابوس نامه).

چنانكه از متن كتاب برمي آيد كيكاس مدتي دراز از زندگي خويش را خارج از قلمرو حكومتي سپري نمود. هشت سال در دربار سلطان مودود غزنوي، مدتي را در هندوستان و سرحدات روم، چند سالي را در گنجه نزد امير ابوالسوار شاوور بن فضل، پادشاه شدادي ( 422-459 هجري) و مدت زماني را در سفر حج گذراند همين سفرهاي طولاني و دور بودن از دستگاه حكومت و فرمانروائي عده اي از پژوهشگران را معتقد ساخته كه اصولاً او حكومت و امارتي نداشته است. اما با امعان نظر به قراين ديگري كه در قابوسنامه هست بطلان اين نظريه اثبات و محقق مي شود كه اين امير زياري در گرگان و طبرستان حكومتي محدود داشته ولي بلحاظ توسعه نفوذ آل باوند در شمال ايران و استقرار حكومت سلجوقيان در ايران ديگر براي او و فرزندش گيلانشاه سلطنت و حكومتي آنچنان كه ساير خاندانش از آن برخوردار بوده اند باقي نمانده بوده است.

تاريخ وفات او را ابن اسفنديار كاتب، صاحب تاريخ طبرستان و هم بتبع از او ميرسيد ظهيرالدين مرعشي در تاريخ طبرستان و رويان مازندران 462 هجري نوشته اند كه بهيچوجه صحيح نيست و با تاريخ شروع تأليف «قابوس نامه» سنه خمس و سبعين و اربع مأة (سال 475 هجري) كه بصراحت در نسخ خطي كتاب قيد گرديده تطبيق نمي كند. از سوي ديگر رأي و نظر محققاني چون دكتر امين عبدالمجيد بدوي كه تاريخ 475 را محرف 457 هجري دانسته اند حدس و گماني بيش نيست و تاكنون مهر تأييدي بر آن نخورده است. با اين توضيحات تحقيقاً مي توان گفت كه عنصرالمعالي حتي چند سالي بعد از پايان نگارش كتاب خويش در قيد حيات بوده و سپس دنياي ف اني را وداع گفته است.

سيماي عنصرالمعالي در قابوس نامه- در آينه شفاف و پاكيزه نامه ارجمندش از او سيماي مرد پخته و كامل، مجرب و كارآزموده و سرد و گرم روزگار چشيده اي ظاهر مي شود كه بعنوان آموزگاري بزرگ هر چند در كسوت اميري اديب، شاعري دردمند، سخنوري توانا، دانشمندي فرزانه، جامعه شناسي آگاه، سياستمداري واقع بين، مصلحي دورانديش، قاضي اي دادگر، فقيهي متفقه، طبيبي حاذق، منجمي دانا، بازرگاني منصف، كشاورزي پركار، جوانمردي كريم، عارفي خداجوي، جنگاوري شجاع، سپهسالاري رئوف، پندآموزي صادق، ياوري همدل، دوستي مشفق، پدري مهربان، و حتي رندي هوشمند و....
به فرزندش گيلانشاه و همه فرزندان اين مرز و بوم علي الدوام، درس تقوي پرهيزكاري، خداشناسي و دين باوري، اداي فرايض و واجبات اسلامي، احترام خاص و شايسته نسبت به پدر و مادر، آموختن دانش و فرهنگ، چگونگي انتخاب همسر و آئين همسرداري، شيوه تعليم و تربيت فرزندان اعم از دختر يا پسر و رعايت حقوق آنان، محترم شمردن حق همسايه، فضيلت عدالت و دادگري، ارزش روحيه اعتدال و ميانه روي، پرهيز از اسراف و تبذير، طريق بدست آوردن رزق و روزي حلال، وفاي بعهد و امانت داري، راه و رسم برخورداري از نيروي شباب و جواني، بكار بستن تجربيات پيري و سالخوردگي، رعايت سلامت جسم و بهداشت روحي و رواني، آداب خوردن و آشاميدن، آماده سازي و ورزيدگي تن و بدن و روي آوردن به ورزشهائي چون اسب سواري، چوگان بازي و شناگري، شيوه مهماني رفتن و مهماني كردن، طرز شوخي و مطايبت، نحوه جنگيدن و كارزار كردن و قهرمان ميدان نبرد بودن، آئين دوست يابي و انديشه كردن از دشمن، طريق فتوت و جوانمردي، حرفه ها و پيشه هاي گوناگون را آموختن، چگونگي تحصيل فقه و قضا و فن سخنوري، نحوه اشنائي با اصول علم تجارت و بازرگاني، زراعت و آبياري و دانش پزشكي و نجوم و هندسه و هنر شعر و شاعري و نويسندگي و شكوفا ساختن خلاقيتهاي هنري، شرايط وزيري و رسم سپهسالاري...

خلاصه همه چيز و همه فرهنگ زندگي را مي آموزد كه اطاله كلام درخصوص هر يك از موضوعات ذكر شده از حوصله اين مقلل خارج مي باشد.
عنصرالمعالي از آن چهره هاي حكيم و انديشمند، فروتن و وزين، معتدل و ميانه رو، و دوست داشتني و نادري است كه هميشه مصاحبت با آنان برايم مغتنم بوده است. حتي از همان دوران صباوت و كودكي همواره در مقابل عظمت و بزرگي آنها سرتعظيم فرود آورده و راهنمائيها، هدايتگريها و نصايح زندگي سازشان را بگوش جان شنوده ام. از آموخته هاي آنان درس گرفته و در زندگي بكار بسته ام.
دو ديگر شخصيت استثنائي و كم نظير اوست در تاريخ ادبي ايران. در طول اين يازده قرني كه از گسترش زبان و ادب پارسي دري مي گذرد هرگز سابقه نداشته كه پادشاه يا اميري بچنان درجه اي از دانش و فرزانگي رسيده باشد كه شاهكاري چنين خلق كرده و به فرهنگ و تمدن ايران اسلامي تقديم نموده باشد كه در آن همه علوم و فنون و معارف و آداب و عادات و عقايد نيك عصر خويش را به بهترين صورت ممكن به آيندگان تعليم داده باشد.

چنين انتظاري از امرا و پادشاهاني كه پيوسته در فرهنگ سياسي ايران زمين نام آنها مرادف با ظلم و جور، فساد و تباهي، سفاكي و خون ريزي، عياشي و خوشگذر اني است كاري محال بوده است.
اما كتاب او يكي از زيباترين، شيواترين، سليس ترين، و آموزنده ترين آثار منثور فارسي در قرن پنجم هجري است. در اهميت و معروفيت و درجه اشتهار اين كتاب همين بس كه مطالب نغز و دلكش و روحپرور آن بنوشته شادروان استاد سعيد نفيسي مورد توجه و اقتباس بسياري از نويسندگان و شاعران در سده هاي متمادي واقع شده است. سنائي غزنوي در مثنويهاي حديقة الحقيقه و الهي نامه، نورالدين محمدبن محمد عوفي بخاري اديب و نويسنده معروف اواحر قرن ششم و اوايل قرن هفتم هجري در جوامع الحكايات و لوامع الروايات، قاضي احمد غفاري در تاريخ نگارستان، محمد حبله رودي در جامع التمثيل، فزوني استرآبادي در بحيره، افضل الدين ابوحامد احمدبن حامد كرماني در عقدالعلي في موقف الاعلي، ابن اسفنديار در تاريخ طبرستان، سعدالدين كافي در قصيده خود، امير خسرو دهلوي در مثنوي مطلع الانوار، عبدالرحمن جامي در مثنوي سلسلة الذهب، مجدالدين محمدالحسيني مجدي در زينة المجالس و محمد باقر معرو.ف به محقق سبزواري در روضة الانوار بسياري از حكايات و داستانها و مضامين آن را نقل كرده اند.

اين كتاب بارها و بارها در ايران و خارج از ايران چاپ و منتشر شده ولي نكته شايان توجه اينكه «قابوس نامه» حوزه هاي قلمرو زبان فارسي را درنورديده و تاكنون بزبانهاي تركي، آلماني، فرانسه، انگليسي، روسي، عربي و ژاپني ترجمه شده است.
وجه تسميه كتاب به «قابوس نامه» دقيقاً معلوم نيست چرا كه نويسنده خود در مقدمه كتاب از آن بعنوان «جمع كننده اين كتاب پندها الامير عنصرالمعالي كيكاوس... با فرزند خويش گيلانشاه» ياد مي كند، و عوفي در جوامع الحكايات از اين كتاب بعنوان نصايحي كه كيكاوس بفرزند خويش نموده سخن بميان مي آورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:15 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

قابوس‌نامه

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.

قابوس‌نامه، کتابی است در اخلاق، تالیف عنصرالمعالی کیکاوس‌بن اسکندربن قابوس‌بن وشمگیربن زیار و تالیف آن به سال(۴۷۵ قمری) است ولی دکتر عبدالمجید بدوی به‌دلایلی سال تألیف آن را میان سالهای (۴۵۷ - ۴۶۲)هجری قمری یاد می‌کند. این کتاب مکرر به‌طبع رسیده‚ از جمله در ایران هفت‌بار منتشر شده که چاپ پنجم توسط استاد سعید نفیسی به‌سال(۱۳۱۲ خورشیدی) طبع و چاپ ششم به‌اهتمام دکتر عبدالمجید بدوی در تهران به سال (۱۳۳۵ خورشیدی) انتشار یافته و همچنین در انگلستان جزو انتشارات اوقاف گیب به‌اهتمام «روبن لوی» به سال (۱۹۵۱) منتشر شده و نیز چندبار در هند انتشار یافته‌است. نام قابوس‌نامه از نام مؤلف که در تواریخ به‌نام قابوس دوم معروف است، گرفته‌اند. وی این کتاب را به‌نام فرزندش گیلانشاه، در ۴۴ فصل نوشته، به‌این قصد که اگر وی پس از او حکومت را حفظ کند یا به‌رتق و فتق کارهای دیگر بپردازد، بداند چگونه وظایف خود را انجام دهد، و همچنین به‌منظور تربیت فرزند، رسوم لشکرکشی، مملکت داری، آداب اجتماعی و دانش و فنون متداول را مورد بحث قرار داده‌است. روش انشای این کتاب شیوه نثر مرسل *[1] معمول ِ قرنهای چهارم و پنجم هجری قمری است.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:12 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

وشمگیر بن زیار:
با قتل مرداویج به دست غلامان ترکش، برادر وی وشمگیر بن زیار به فرمانروایی زیاریان برگزیده شد. وی که وارث سپاهی در هم شکسته و خزاین دستبرد خورده برادر شده بود، با وجودی که از همان آغاز امارت از یک سو با تحریکات سامانیان و از سوی دیگر با خصومت های آل بویه مواجه شد، خود را خیلی بیش از آن چه انتظار می‏رفت، شایسته امارت نشان داد.



تنها سه سال پیش از مرگ مرداویج بود که به اصرار برادر از کار در مزارع برنج گام به عالم سیاست گذارد و برای مدتی کوتاه حکمرانی اصفهان و سپس ری را برعهده گرفت.
وشمگیر تجربه زیادی در کار سرکردگی سپاه نداشت. خامی و ناتوانی وشمگیر در اوان کار «320 ق / 932 م» بدان حد بود که سخنانش را اطرافیان مایه یأس و نومیدی می‏دانستند.
با این وصف، این امیر زیاری با چنین سابقه‏ای، در آغاز امارت و در اداره قلمرو یی که به او رسیده بود ، چنان قدرت و استعداد شگفت انگیزی نشان داد که مایه حیرت اطرافیان شد.

منازعات وشمگیر بر سر ری و جرجان (گرگان) و اصفهان:

در آغاز، با مخالفت سامانیان که سلطه اغیار را در ری و جرجان مایه تهدید خراسان و تحمل ناپذیر می‏دانستند، مواجه شد. از این رو چون منتظر فرصت بودند، بلافاصله پس از قتل مرداویج، در صدد تسخیر و باز پس گیری این نواحی برآمدند.
بدین گونه

·         تسخیر ری نخستین گرفتاری وشمگیر مقابله با لشکری بود که امیر ابوبکر محمد بن مظفر چغانی - والی نیشابور و سپهسالار خراسان - به حکم نصر بن احمد، امیر بخارا، از نیشابور به قصد تسخیر ری فرستاد. در همان احوال، امیر سامانی به ماکان کاکی هم که از سوی سامانیان حکومت کرمان را داشت، فرمان داد تا جهت تسخیر جرجان به سپاه خراسان ملحق شود.

·         فتح جرجان به دست سپاه وشمگیر ماکان از راه بیابان خود را به دامغان رساند و محمد مظفر در این هنگام که در بسطام بود، به ماکان پیغام فرستاد تا پیش از رسیدن سپاه خراسان، از درگیری و مقابله با سپاه وشمگیر که سپهسالاری به نام «بنجین» بر آن فرماندهی می‏کرد، خودداری ورزد. اما ماکان به این اخطار توجهی نکرد و به جانب جرجان عزیمت کرد و از سپاه بنجین شکست خورده، ناچار عقب نشست و جرجان به دست سپاه وشمگیر افتاد «324 ق / 936 م».

o        اتحاد وشمگیر با دشمن پس از این فتح، سردار سپاه وشمگیر در حادثه‏ای از اسب به زیر افتاد و در دم جان سپرد «رمضان 324 ق / اگوست 936 م». این واقعه باعث شد تا ماکان بار دیگر روی به جرجان آورد، اما این بار با تبانی پنهانی با وشمگیر، علیه امیر خراسان عصیان کرد. این توافق پنهانی وشمگیر با ماکانی کاکی، موجب شد که برای مدتی سامانیان به جرجان مشغول شوند و وشمگیر بتواند با تحکیم مواضع خود در برابر سامانیان، فشار آل بویه را دفع نماید.

·         فتح اصفهان به دست وشمگیر وشمگیر که اصفهان را جزو قلمرو مرداویج می‏دانست و نمی‏خواست شاهد استقرار آل بویه در آن جا باشد، لشکری عظیم از ری به اصفهان برد.

حسن بن بویه که در آن هنگام در اصفهان بود، آن جا را رها کرد و بدین گونه شهر به دست سپاه زیاری افتاد و خطبه به نام وی خوانده شد. وشمگیر سپس لشکری از ری به الموت برد و آن جا را تسخیر کرد «327 ق / 938 م». اما در بازگشت با مشکل مواجه گشت.
از دست دادن جرجان (گرگان) و اصفهان و ری :

·         جرجان به دست سامانیان تصرف شد عصیان ماکان کاکی در جرجان، خراسان را برای سامانیان به خطر می‏انداخت، از این رو به فرمان امیر نصر، سپهسالار جدید خراسان، ابو علی چغانی که به جای پدرش ابوبکر محمد بن مظفر به آن ولایت آمده بود، از نیشابور عازم جرجان شد و آن را در محاصره گرفت. ماکان از وشمگیر یاری طلبید و سپاه زیاری عازم آن دیار شد. اما هنگامی به جرجان رسید که برای جلوگیری از سقوط جرجان بسیار دیر شده بود. مذاکرات صلحی که با ابتکار سردار وشمگیر صورت گرفت، منجر به آن شد که لشکر خراسان اجازه خروج سپاه ماکان را از جرجان بدهد و بدین ترتیب جرجان به تصرف سامانیان در آید.

·         اصفهان به دست آل بویه تصرف شد از طرف دیگر، چون اکثر سپاه وشمگیر به یاری ماکان رفته بودند، حسن بن بویه از فرصت سود جسته، بار دیگر اصفهان را به تسخیر خود درآورد «328 ق / 939 م».

·         با سقوط جرجان و اصفهان، ری نیز به خطر افتاد و وشمگیر با توطئه‏ای مواجه گشت که برای برانداختن وی، آل بویه با امیر خراسان به توافق رسیده بودند.

·         ری به دست سامانیان تصرف شد سپاه سامانی به سپهسالاری ابو علی چغانی از جرجان عازم ری شد «محرم 328 ق / اکتبر 939 م» و سپاه آل بویه نیز از اصفهان رهسپار آن حدود گشت. ماکان کاکی هم برای کمک به وشمگیر، عازم صحنه نبرد شد. در جنگی که روی داد «ربیع الاول 329 ق / دسامبر 940 م» و نبرد سختی هم بود ، ماکان کشته و سرش به بخارا فرستاده شد. وشمگیر نیز با بازمانده سپاه خویش به طبرستان گریخت و ری به دست سپاهیان سامانیان افتاد.

فرار به طبرستان و تصرف ساری :

در عزیمت به طبرستان، وشمگیر از لاریجان به آمل رفت «ربیع الثانی 329 ق / ژانویه 941 م»، اما در ساری با مخالفت حسن بن فیروزان دیلمی، پسر عموی ماکان که وشمگیر را مسئول قتل ماکان می‏دانست، مواجه شد و وی از تسلیم ساری به وشمگیر خودداری کرد.
وشمگیر توسط سردار خود شیرج بن لیلی، حسن بن فیروزان دیلمی را از ساری بیرون راند .وی از استرآباد به جرجان گریخت و خود را به نیشابور رساند و نسبت به امیر سامانی اظهار اطاعت کرد و از وی برای باز پس گیری ساری ، یاری خواست.

·         حضور چندین باره ی سامانیان در مرکز و غرب ایران بار دیگر ابو علی چغانی، سپهسالار خراسان، لشکر به سوی ساری آورد و آن شهر را در محاصره گرفت. وشمگیر که تاب مقاومت نداشت، ناچار تسلیم شد و اظهار اطاعت و انقیاد به دربار سامانی نمود. پسر وشمگیر به نام سالار نیز به عنوان گروگان، به دربار خراسان برده شد اما در میانه راه حسن بن فیروزان بر سپاه ابو علی چغانی تاخت و سالار را از دست آنان بیرون آورد و بعدها که رابطه وی با وشمگیر بهبود یافت، فرزندش را بدو باز گرداند.
پس از اظهار اطاعت وشمگیر نسبت به امیر سامانی، هر از گاه، شهرهای جرجان و ری به سبب اهمیتشان، دست به دست می‏گشتند و با وجود میانجی گری امیران سامانی، دو خاندان زیاری و بویه هیچ گاه وجود یکدیگر را تحمل نکردند.

پایان کار وشمگیر:

با تیره و تار شدن روابط میان امیر سامانی منصور بن نوح و آل بویه ، امیر سامانی با فرستادن نامه‏ای به وشمگیر و حسن بن فیروزان، که ولایت آنها نیز به دست آل بویه افتاده بود، خواست تا تجهیز لشکر نمایند.
سپاه سامانیان به سپهسالاری ابوالحسن سیمجور، عازم ولایات جبال گشت و قرار شد که وشمگیر زیاری، فرمانده کل سپاه متحدان باشد.
رکن الدوله نیز خود را برای مقابله با دشمن آماده ساخت. پسرش عضدالدوله و برادر زاده‏اش عز الدوله بختیار نیز سپاهیانی برای یاری او گسیل داشتند.
سپاه خراسان به دامغان رسید و رکن الدوله برای مقابله با خصم بیرون آمد. اما در این بین، وشمگیر که از جرجان عازم آن دیار بود و می‏بایست بر تمام سپاه خراسان و طبرستان فرماندهی کند، پیش از عزیمت در یک شکارگاه در حوالی جرجان با سقوط از اسبی نو رکاب، از پای درآمد و کشته شد «ذی الحجه 356 ق / نوامبر 967 م» و بدین گونه رکن الدوله و قلمرو آل بویه از یک تهدید جدی رهایی یافت.
بعد از وشمگیر دو پسرش بیستون و قابوس هر دو خواهان امارت و جانشینی وی شدند که برای مدتی بیستون توانست بر قلمرو پدر حاکم شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:7 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

 

                                       گردشگري "  استان گلستان  "

 

رديف

مبدا سفر

مقصد سفر

مسير سفر

فهرست جاذبه ها

1

گرگان

گرگان

-

    موزه شهر گرگان- مسجد جامع گرگان- بافت قديم شهر- بازار قديمي شهر آبشار و چشمه رنگو- منطقه گردشگري النگدره- مجموعه گردشگري ناهارخوران آبگرم و آبشار و بافت روستايي زيارت- آبشار باران كوه- تپه باستاني تورنگ تپه- بقاياي ديواره هاي دفاعي گرگان

     2

گرگان

گاليكش

گرگان- علي اباد آزادشهر-مينودشت- گاليكش

تورنگ تپه- امام زاده قرن آباد پارك جنگلي قرق- آبشار كبودوال- پارك جنگلي زرين گل- جنگل و آبشار گل راميان- آبشار و غار شيرآباد-قلعه ماران- دشت قلعه آبشار لوه- سياه مرزكوه- غاركيارام- و تنگه چهل چاي- پارك ملي گلستان

3

گرگان

گنبد كاووس

گرگان- آق قلا- اينچه برون-گنبد كاووس

پل آق قلا- تالابهاي آلاگل- سد وشمگير- گل فشانهاي اينچه و قارن يارق- تالاب اينچه آجي گل و آلماگل-بقاياي شهر باستاني جرجان- بازارچه مرزي- برج گنبدكاووس- آبادان تپه- امام زاده يحيي بن زيد مقبره مختومقلي فراغي- مدرسه كريم ايشان

    4

    گرگان

    گلوگاه

گرگان- كردكوي- بندرگز- گلوگاه

امامزاده روشن آباد- امام زاده النگ- شهر تاريخي تميشه- پارك جنگلي امام رضا ميل تاريخي رادكان- منطقه زيباي جهان نما- ذخيره گاه چشمه بلبل- امام زاده سفيدچال- سواحل بندرگز.

5

گرگان

  گميشان

گرگان- آق قلا- بتدر تركمن- گميشان

پل آق قلا- تالابهاي آلاگل سد وشمگير- آشوراده- تالاب گميشان- گل فشانهاي نفتيلجه- مرز گميشان- زيارتگاه بهاء الدين نقشبندي- امام زاده آق امام- سواحل بتدرتركمن- بازارچه مرزي ساحل پادگان روسها- شبه جزيره ميانكاله

 

 

               استان  گلستان

  • مركز : گرگان
  • تعداد 11 شهرستان

گلستان به راستي برازنده ي نام استان گلستان است ، استان زيبا و باصفاي گلستان در شمال شرقي ايران واقع شده و محل سكونت اقوام و گروههاي مختلف با فرهنگهاي متنوع است  و يكي از بزرگترين و با سابقه ترين عشاير منطقه شمال خاوري ايران ايل تركمن است .

پارك ملي گلستان كه بزرگترين و با ارزشترين پارك ايران است در محدوده اين استان واقع شده و جنگلهاي زيباي خزري در محدوده اين استان به پايان مي رسد ، استان گلستان با درياي خزر ساحل دارد و از مواهب طبيعي چون : سواحل دريا شبه جزيره آشوراده و خليج گرگان تالابها و جنگلهاي زيبا كشتزارهاي پر رونق و باصفا و باغهاي مطلوب و چشمه ها و گل افشانها و آبشارهاي زيباي فراوان كه آن را به استان آبشارها معروف كرده و با تمدن 7000 ساله و آثار باستاني فراوان از جمله بلندترين برج آجري جهان در گنبد كاووس شهر تاريخي جرجان ، برج رادكان ، ديوار دفاعي گرگان، و جاذبه هاي تاريخي مذهبي و طبيعي كه در مجموع آن را بصورت رنگين كماني از جلوه هاي ديدني ايران در آورده است .

 

قالي و قاليچه ، نمدمالي ، پشتيهاي تركمني ، جاجيم كوهستان ، ابريشم بافي، گلدوزي، جواهرسازي ، و سوزندوزي و... صنايع دستي منطقه را تشكيل مي دهد .

موسيقي محلي استان گلستان از اقوام گوناگون ساكن مثل موسيقي كتولي يا نواهاي تركمني و...است كه نواههاي تركمن در سيماي اوزانها كه بخشي و باغشي هم گفته مي شود متجلي است . اوزانها زبان گويا و روايت گر رنجهاي مردم تركمن است . به عبارتي ديگر اوزانها سوگ و شادي و رزم و بزم اقوام ترك زبان را با واژگاني ساده و آهنگهاي موزون و دلنشين بيان مي دارند ، قوم تركمن در قالب موسيقي خواستهايشان را در شرايط خفقان بيان مي كردند و شايد به همين دليل است كه موسيقي تركمني در نوع خود پيچيده ترين انواع موسيقي در نواحي مختلف ايران است .

لباس تركمن هاي ايران مانند پوشاك مردان آسياي ميانه است، مردان پيراهن فراخي مي پوشند كه آستيني دراز دارد و كفش تركمن ها چارق  نام دارد كه از چرم شتر، گاو ، گاوميش ساخته مي شود كه به خصوص در فصل زمستان با شرايط اقليمي مناسبت دارد لباس زنان پيراهن گشاد و درازي است كه ايشان را از كردن تا پاشنه پا را مي پوشاند و از گردن تا پائين سينه باز است اما در اين قسمت نيز دكمه مي خورد . اين پيراهن معمولا" از ابريشم سرخ يا آبي و يا از ابريشم و كتان است كه بسته به امكانات يا سليقه آنها تهيه ميشود  ، پيراهن بانوان تركمن شكيل ترو زيباتراز پيراهن مردان آنهاست .

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت 12:1 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

آرامگاه مختومقلی فراغی:

"بیلمان سوران لر آیدینگ بو غریب آدامز

اصلی گر گوز یوردی اترک آدی مختو مقلی دور "

ترجمه:

«کسانی که که نمی دانند(نمی شناسند)بگویید این مرد غریب،

اصل ونژاد ش گر کز  بوده ونامش در منطقه اترک  مختو مقلی  است.»

 

                                     در شمال شرقی استان گلستان ،در شمال رودخانه اترک وازغرب مراوه تپه ،در محلی به نام «آق تقای       Agh   toghei  یا آق تقه    agh  toghgheh » (به معنای دشت سفید) و بین بخش مراوه تپه ودهستان کرند از توابع شهرستان کلاله و در مجاورت یک قبرستان قدیمی وتاریخی _فرهنگی ، بنای یادمان  وآرامگاه بزرگترین  شاعر وعارف نامی تر کمن ویکی از مفاخر فرهنگی کشورمان قرار دارد .

                                    برای رسیدن  به  این آرامگاه دو مسیر وجود دارد .الف) از شهرستان  گنبد (که در جنوب غربی آق تقه است) می توان به  آرامگاه مختومقلی واز جاده اینچه برون عزیمت کرد، طول این مسیر155کیلومتر می باشد .

ب)از شهرستان کلاله می توان به آرامگاه مختومقلی رسید .که بایستی ابتدا شهر کلاله وسپس بخش مراوه تپه را پشت سر گذاشت.طول این مسیر 130کیلومتر است. فاصله آرامگاه مختومقلی تا شهر مراوه تپه 35کیلومتر می باشد.آرامگاه مختومقلی دارای مختصات طول جغرافیایی7/39-39-55ودر عرض جغرافیایی1/55-55-37است.و124متر از سطح دریا وآب های آزاد جهان ارتفاع  دارد.

                                 آرامگاه مختومقلی وپدرش دولت محمد آزادی تا پیش از انقلاب اسلامی بسیارساده ومحقرو منحصر به دو قبرساده وسیمانی بود. .بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ونیز با گسترش روابط ایران و ترکمنستان و بازگشایی خطوط ارتباطی،اجتماع بزرگی با شرکت ترکمن های ایرانی و70شخصیت جمهوری ترکمنستان در خرداد ماه 1370در محل آرامگاه مختومقلی به منا سبت «ایام مختومقلی »برگزار گردید.وطی آن برای احداث آرامگاه مناسب ودر خورشان او تصمیم گیری شد.                             با استان شدن گلستان از اردیبهشت1378باشرکت رئیس جمهور ترکمنستان به همراه کا بینه ی وزیران و وزیر فرهنگی و ارشاد اسلامی ایران ودر ده ها شخصیت کشوری ومحلی مراسم گشایش آرامگاه مختومقلی صورت پذیرفت.واز آن سال در ایران به موازات ترکمنستان هفته ی مختومقلی در شهرهای ترکمن نشین برگزار گردیده است . در بهار سال1385برای اولین بار بزرگداشت و همایش باشکوهی برای این شاعر توانای ترکمن در محل آرامگاه او برگزار گردید.دراین همایش یکی از خواسته های برگزار کنندگان این بود،که آرامگاه او ویادمان با شکوهی ودر شان شاعر فرهیخته ترکمن ساخته شود.

                             از این رو درفضای باز کرسی مانندی به ابعاد 24متر،آرامگاه مختومقلی ساخته شده ،که ارتفاع آن از سطح زمین در حدود1 متر است.در میان این کرسی دو قبر می باشد ،که بالای هر دوی آنها به شکل گهواره ایی است،ودر چهار جهت این دو قبر، باغچه های کوچکی است،ودر آنها  گلهای معمولی نظیرشمعدانی کاشته اند.این دو قبر یکی قبر مختومقلی فراغی ودر دیگری قبر پدرش ــ دولت محمد آزادی ــ است . یک زائر سرا و سرویس های بهداشتی از دیگر ملحقات این مزار است .  

                             این شکل آرامگاه برای علاقمندان به مختومقلی وبرگزار کنندگان همایش از یک سومطلوب نبود ،واز سوی دیگردرشان شاعر بزرگی چون مختومقلی نبود .از این رو در همایش سال 80به بعد به تصویب رسید ،که بنای یادمان با شکوهی  برای مختومقلی ساخته شود .و مزار وی نیز ساماندهی و محوطه  سازی گردد.لذا مطالعات تکمیلی وامکان سنجی و بازنگری پروژه مجموعه فرهنگی –تاریخی و توریستی مختومقلی در روستای آق تقه آغاز شد،و آرامگاه مختومقلی احداث گردید :

         طرح احداث گنبد و محوطه سازی آرامگاه مختومقلی فراغی در زمینی به مساحت 10هکتار با در نظر گرفتن معیار و الگوی معماری اسلامی وبا استفاده از فرهنگ و زندگی سنتی ترکمن ها با مصالح بتون مسلح طراحی و ساخته شده است. بنا در دل طبیعت دور افتاده ای که فقط تپه ماهور های کم ارتفاع آنرا در حصار خود گرفته و اصولأ جز ایام بهار ،عاری از هرگونه سبزی و طراوت طبیعی است .قرار دارد . سبک و طرح نقشه آرامگاه آمیزه ای از گل  وحشی و آلاچیق ترکمن است .که در سطح دشت گرگان در فصل بهار جلوه و شکوفایی خاصی به بیننده القاء می کند .

                             سقف مرکزی آن به شکل گنبد وسر پناه آن برداشتی از تواضع آلا چیق ترکمن و معماری با شکوه  اسلامی است .در زیر این آرامگاه رفیع  بر سکویی به ارتفاع 10متر به ابعاد 30*30متر قبر  مختومقلی فراغی وپدرش دولت محمد آزادی قرار دارد . اخیرأ یک سکو نیز برای مراجعین ،میهمانان و برگذار کنندگان همایش در قسمت جنوب غربی ساخته شده است .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 12:5 بعد از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  | 

 

غار ته سم :

        غار ته سم  در فاصله 1100 متری غرب روستای کیارام از توابع دهستان نیلکوه ، بخش گالیکش و شهرستان مینودشت قرار دارد. این غار از تپه تاریخی – فرهنگی کیارام 400 متری و از شهر گالیکش 32 کیلومتر فاصله دارد. غار ته سم در مجاورت جاده آسفالت روستایی فارسیان – کیارام و در منطقه کوهستانی واقع شده است. هم اکنون از جلو دهانه این غار راه روستایی کیارام – فارسیان عبور می کند . پوشش گیاهی منطقه درختان بومی و جنگلی ساحلی خزری می باشد . در درون غار نیز خزه هایی روئیده اند .

غار ته سم دارای مختصات طول جغرافیایی 6/54-11-37 و عرض جغرافیایی 7/40-37-55 است ، که 925 متر از سطح دریا ارتفاع دارد . فرم هندسی غار ناموزون اما نزدیک به بیضی می باشد . دهانه آن به نظر می رسد  بر اثر عملیات جاده سازی آشکار گردیده است ، به همین دلیل فرم دهانه اولیه و طول غار تخریب گردیده است . این غار با فرم بیضی دارای 2/5 متر طول و 4 متر عرض و 2 متر ارتفاع از سطح زمین های اطراف می باشد ، که در امتداد محور شرقی – غربی گسترش یافته است .

 غار ته سم از گونه غارهای دست کند می باشد ، که بر دیوارهای آن هنوزآثار کلنگ باقی است . دودهلیز از بدنه جنوبی غار منشعب گردیده ، که یکی بن بست می باشد ، و دیگری همچونه یک خروجی اضطراری راه به بیرون یافته و در غار اصلی و بیرون غار دیده می شود .

بخشی از دهانه اصلی و فعلی غار بر اثر سقوط توده خاکی ا نباشته شده و ورود به داخل غار را مشکل نموده است . پوشش غار نزدیک به هلالی شکل تراشیده شده است . دهانه غار 25/1*1 متر ابعاد دارد . عمق غار به 2/ 5 متر می باشد ، و ارتفاع داخل آن در برخی قسمت ها از 2 متر فراتر می رود . و عرض داخل غار تا 4 متر نیز می رسد . نورو هوای مورد نیاز فقط از طریق دهانه غار قابل تامین است . در کف داخل غار لایه های خاکستر متعددی دیده می شود ، که به نظر می رسد جدید باشند . و در بازدید و بررسی های انجام شده هیچگونه مواد فرهنگی در درون غار بدست نیا مده است . با توجه به فرم غار و نیز شواهد معماری دست کند غار احتمالا مربوط به دوره تاریخی است .

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت 11:48 قبل از ظهر  توسط عليرضا حصارنوي_باستان شناس  |